|
آسمـانه گاهی نگاهی به ادیان ابراهیمی
| ||||||||||||||||
|
ضمن تشکر از آقایان نصرتیان و قاسمی و خانمها مهدیلو و بخشی و در آخر خودم که با گذاشتن پست و نیز کامنت و نیز سایر بزرگوارانی که این وبلاگ را پررونق می کنند اگر از سایر همکلاسیهای سابق منجمله آقایان یزدان پناه بهابادی و معصومیان و خانمها دباغ و کاظمی و شجاع خبری مخابره شد به سایرین اطلاع دهید. هنوز فارغ التحصیل نشدند بقیه رو فراموش کردید...به قول جناب نصرتیان دوست داریم بدونیم پایان نامه ها و اوضاعشون در چه حاله!؟ [ سه شنبه 1391/02/19 ] [ ] [ علی قناعتیان ]
اورشلیم ترکیبی از دو واژه " اور " و " شلیم "است. و اور در اسم هایی چون اورمیه( آب مقدس )، اورمزد( روشن مقدس ) و اسامی دیگر باقی مانده است.
اورمیه( ارومیه )همان دریاچه درون بومی آذربایجان در شمال غربی ایران کنار شهر ارومیه است که اسامی دیگر آن را کپوتان( کبودان )، کاپاوتا= کبود، زاپاوتا، مارگیانو، چی چست مذکور در اوستا، کبوذان، دریاچه شور و ...نامیده اند. همچنین در بین النهرین، در سرزمین باستانی بابل، شهری به نام اور وجود داشته است که گویند همان شهر اور حضرت ابراهیم( ع ) است. ( منبع: کتاب تاریخ اورشلیم ) [ سه شنبه 1391/02/19 ] [ ] [ سمیه بخشی ]
آیۀ ۳۸/بقره تلنگری است به باور عامۀ یهود ـ و اگر بدمان نیاد ما مسلمانها نیز ـ نسبت به دین و کتاب آسمانی شان. خداوند، پیروان/ مقلدان شرایع را از تقلید ممنوع! پرهیز میدهد و بالعکس، تقلید صحیح را آموزش: «و منهم اُمّیّون لایَعلمونَ الکتابَ الا أمانیَّ و إن هم الا یَظُنّون»: برخی عوام یهود که سوادی ندارند، توارات را جز آمال و آرزوی باطل خویش نپندارند و تنها پابستِ پندار خام خویشند.» در مسئله تقلید، نکتۀ جالب توجه، تطبیق نوع نگرش شیعه با یهود است. در احوالات عصر ظهور عیسی خوانديم که بزرگترین مخالفان مصلح سي ساله ما، همین روحانیون/ربیهای یهود بودند. و عیسای ناصري محکوم بود به اینکه در روز عید فصح، در معبد اورشلیم پای خویش بر بساط کرسی ربیها زده و وایگويان از عاقبتشان ترسانده است. عیسی حتی به انصار میگوید: «مِثل اعمال ایشان(روحانیت یهود) مکنید؛ زیرا میگویند و نمیکنند. زیرا بارهای گران و دشوار را بر دوش مردم میبندند و خود نمیخواهند آنرا به یک انگشت حرکت دهند.(متی ۲۳/۳) قصدم تطبیق اصل تقلید ميان شيعه با یهود بود. امام صادقع ذیل آیۀ یاد شده فرمود: بین عوامنا و علمائنا و بین عوام الیهود و علمائهم فرق من جهة و تسویة من جهة؛ اما من حیث استووا فإن الله قد ذمّ عوامَنا بتقلیدهم علمائَهم کما قد ذمّ عوامُهم و اما من حیث افترقوا فلا ... و اضطرّوا بمعارف قلوبهم الی أنّ من یفعل ما یفعلونه فاسق لایجوز أن یصدق علی الله و علی الوسائط بین الخلق و بین الله. مضمون: عوام و علمای مذهبی شیعه با نوع یهودیشان از جهتی اختلاف دارند و از جهتی اشتراک. نقطۀ اشتراکشان اینست که خدا هر دو گروه را در صورت تقلید کورکورانه مذمت کرده است. اما تفاوت تقلید شیعه با تقلید عوام یهود، اینست که عوام یهود در مواجهه با دروغ و رشوهخواری آشکار و پنهان روحانیهاشان رودربایستی داشته یا رشوهگیری و سکوت میکردند؛ لذا حب و بغض شخصی را دخالت میدادند و حق و نا حق میکردند؛ اما عوام شیعه، پیروی چنین علمای فاسقی نیستند یا اینکه نبایند باشند. (وسائلُالشیعه ۱۸/۹۴) بيان سرگذشت اديان پيشين در قرآن، سراسر عبرتانگيز است،البته براي عبرت گيران، و نه قارئان حرفه اي اش و مسابقه دهندگان در حفظ عباراتش!! نتيجه: اجتهاد پیشرو در مذهب شیعه در گروی نظر داشتِ خصوصیات مهم، ساده اما سنگینی است: «فأما مَن کان مِن الفقهاء: ۱. صائناً لنفسه، ۲. حافظاً لدینه، ۳. مخالفاً علی هواه، ۴. مطیعاً لامر مولاه، فللعوام أن یقلدوه» لذا گفته ميشود كه زمان ظهور حضرت مهديعج نه تنها برخي عوام كه برخي خواص از علما و فقها نيز در دام بيتقوايي افتاده و امام را انكار ميكنند. برچسبها: ربی, فقیه, شيعه, يهود, تقليد, تصليب [ سه شنبه 1391/02/19 ] [ ] [ مهدی قاسمی ]
این سوره در مکه نازل شده و دارای هشت آیه است. بسم الله الرحمن الرحیم الهکم التکاثر. حتی زرتم المقابر. کلا سوف تعلمون. ثم کلا سوف تعلمون. کلا لو تعلمون علم الیقین. لترون الجحیم. ثم لترونها عین الیقین. ثم لتسئلن یومئذ عن النعیم. محتوای سوره تکاثر: محتوای این سوره در مجموع نخست سرزنش و ملامت افرادی است که بر اساس یک مطالب موهوم بر یکدیگر تفاخر می کردند سپس هشداری نسبت به مساله معاد و قیامت و آتش دوزخ و سرانجام هشداری در زمینه مساله سوال و بازپرسی از نعمت ها می دهد. نام این سوره از آیه اول آن گرفته شده است. شان نزول : مفسران معتقدند که این سوره درباره قبائلی نازل شد که بر یکدیگر تفاخر می کردند و با کثرت نفرات و جمعیت یا اموال و ثروت خود بر آنها مباهات می نمودند تا آنجا که برای بالا بردن آمار نفرات قبیله به گورستان می رفتند و قبرهای مردگان هر قبیله را می شمردند. سرچشمه تفاخر و فخر فروشی : در این آیات نخست با لحنی ملامت بار می فرماید: الهکم التکاثر؛ تفاخر و مباهات بر یکدیگر شما را از خدا و قیامت به خود مشغول داشت. حتی زرتم المقابر؛ تا آنجا که به زیارت و دیدار قبرها رفتید و قبور مردگان خود را بر شمردید. " الهکم " از ماده "لهو" به معنی سرگرم شدن به کارهای کوچک و غافل ماندن از اهداف و کارهای مهم است. "تکاثر" از ماده "کثرت" به معنی تفاخر و مباهات و فخر فروشی بر یکدیگر است. از آیات فوق استفاده می شود که یکی از عوامل اصلی تفاخر و تکاثر و فخر فروشی همان جهل و نادانی نسبت به پاداش و کیفر الهی و عدم ایمان به معاد است. از این گذشته جهل انسان به ضعف ها و آسیب پذیری هایش، به آغاز پیدایش و سرانجامش، از عوامل دیگر این کبر و غرور و تفاخر است، به همین دلیل قرآن مجید برای درهم شکستن این تفاخر و تکاثر سرگذشت اقوام پیشین را در آیات مختلف بازگو می کند که چگونه اقوامی با داشتن امکانات و قدرت فراوان با وسایل ساده ای نابوده شده اند. با وزش بادها، با یک جرقه آسمانی (صاعقه)، با یک زمین لرزه، با نزول باران بیش از حد، خلاصه با "آب" و "باد" و "خاک" و گاه با "سجیل" و "پرندگان کوچک"، نابود شدند و از میان رفتند. با این حال این همه تفاخر و غرور برای چیست؟! عامل دیگری برای این امر همان احساس ضعف و حقارت ناشی از شکست ها است که افراد برای پوشاندن شکست های خود پناه به تفاخر و فخر فروشی می برند، و لذا در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده:"ما من رجل تکبّر او تجبّر الا لذلة وجدها فی نفسه؛ "هیچ کس تکبر و فخر فروشی نمی کند مگر به خاطر ذلتی که در نفس خود می یابد" و لذا هنگامی که احساس کند به حد کمال رسیده است نیازی در این تفاخر نمی بیند. [ دوشنبه 1391/02/18 ] [ ] [ علی قناعتیان ]
آنها که متولد می شوند، عاقبت خواهند مرد. مردگان بار دیگر زنده خواهند شد و آنها که زنده هستند عاقبت داوری خواهند شد. تا دانسته شود، تا اطلاع داده شود و تا معلوم گردد. که او خداست، او به وجود آورنده است، او آفریننده است، او مطلع است، او داور است، او شاهد است، او مدعی است . او در جهان آینده همه را داوری خواهد کرد.
(میشنا آووت، ۴: ۲۹ ) [ دوشنبه 1391/02/18 ] [ ] [ سمیه بخشی ]
سلام.به رغم اینکه فکر می کنم چند وقته وبلاگ از حالت ادیانی خارج شده ولی برای عرض خسته نباشید به دوستان پایان نامه نویس و رفع خستگی این چند بیت رو که شرح دربدری حدود یکماهه ماست تو قم تقدیم می کنم.شایان توجه است که قسمت های داخل گیمه از زبان حافظ نقل شده اند:
«آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند» چنديست که در فراق زاويهاي داد ميزنم گفتند که عنقريب حاجت قلبت روا کنند اما دريغ وعدههاي مکرر بهانه بود يا حربهاي که ما زسرخويش واکنند بايد به زر نوشت اين سخنت حافظ عزيز «شاهان کم التفات به حال گدا کنند» آخر از آن دل مسکين من بسوخت حاجت نميدهند چرا ادعا کنند هرسو که بهر زاويه مايل هميشوم برهان قاطع است که سویم رها کنند برهان قاطع اينان مجردي است «اهل نظر معامله با آشنا کنند» «ميخور که شيخوحافظومفتيومحتسب» آواره ما، براي رضاي خدا کنند دي شيخمان بگفت خدا هم مجرد است پس اين چنين جفا به شبيهش چرا کنند!؟ در حيرتم که اين جماعت سجاده آبکش آيا دلي براي خداشان سرا کنند!؟ باور کنيد بذل محبت به چون مني «بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند» «اینش سزا نبود دل حق گزار من» را اينچنين زبهر تجرد فنا کنند «دردم نهفته به زطبيبان مدعي باشد که از خزانة غيبش دوا کنند» فالي زدم به حافظ و گفتا که سالکان «اوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند»
[ شنبه 1391/02/16 ] [ ] [ رئوف نصرتیان ]
مبتذل ترين نوع غرور، غرور ملي است؛ كسي كه به ملت خود افتخار مي كند در خود كيفيت با ارزشي براي افتخار ندارد، و گرنه به چيزي متوسل نمي شود كه با هزاران هزار نفر در آن مشترك است. برعکس كسي كه امتيازات فردي مهمي در شخصيت خود داشته باشد، كمبودها و خطاهاي ملت خود را واضح تر از ديگران مي بيند، زيرا مدام با اينها برخورد مي كند. اما هر نادان فرومايه كه هيچ افتخاري در جهان ندارد، به مثابه آخرين دستاويز به ملتي متوسل مي شود كه خود جزيي از آن است چنين كسي آماده و خوشحال است كه از هر خطا و حماقتي كه ملتش دارد، با چنگ و دندان دفاع كند. درباب حکمت زندگی، آرتور شوپنهاور؛ ترجمه محمد مبشری، صفحه ۸۳ [ پنجشنبه 1391/02/14 ] [ ] [ علی قناعتیان ]
تو يكي از كامنتا نوشته بودن: يا رئوف!!!!!!! (فكر كردم خطاب با آقاي نصرتيانه!!!!!!!!!!!) من مينويسم : اي مهربانترين! سلام و خسته نباشيد. ايشالله كه بروبچ اديان 88 همه مشغول پايا نامهاند. دوستان گزارش بدهيد در چه حاليد؟ با پايان نامه خوش ميگذره؟ من با هزار زحمت چندتا فرهنگ لغت پيدا كردم و تازه استارت نزده، اعتراف ميكنم سخته. ولي خب ميشه ازش گذشت... با 2 نفر ديگه از دوستان جنگهاي يهودي يوسفوس رو برا ترجمه شروع كرديم. حالا بعد از پايان كار يا كاهن ميشيم يا فرمانده نظامي، يا تاريخدان. سرافراز باشيد دوستان [ چهارشنبه 1391/02/13 ] [ ] [ معصومه مهدیلو ]
چگونه از عقايد احمقانه بپرهيزيم؟ برتراند راسل آرتور ویلیام راسل (زادهٔ ۱۸ می ۱۸۷۲ - درگذشتهٔ ۲ فوریه ۱۹۷۰). ریاضیدان، منطقدان و فیلسوف بریتانیایی بود که آثارش در مورد تحلیل منطقی، فسلفه در قرن بیستم را تحت تاثیر قرار داد. برتراند راسل که موفق به کسب جایزهٔ نوبل نیز شد، در گفتاري كوتاه با عنوان « چگونه از عقايد احمقانه بپرهيزيم؟»، به روشني به آسيب شناسي آفات تعصب، جزم و جمود، پيشداوري و .... در باورهاي آدمي ميپردازد. برای پرهيز از انواع عقايد احمقانه ای که نوع بشر مستعد آن است، نيازی به نبوغ فوق بشری نيست. چند قاعده ساده شما را اگر نه از همه خطاها، دست کم از خطاهای ابلهانه باز مي دارد. «اگر موضوع چيزی است که با مشاهده روشن مي شود، مشاهده را شخصاً انجام دهيد.» ارسطو
من باور دارم که خارپشتها سوسکهای سياه را ميخورند، چون به من اين طور گفتهاند؛ اما اگر قرار باشد کتابی درباره عادات خارپشتها بنويسم، تا زمانی که نبينم يک خارپشت از اين غذای اشتهاکورکن لذت ميبرد، چنين اظهار نظری نميکنم. درهرحال، ارسطو کمتر از من محتاط بود. نويسندگان باستان و قرون وسطی اطلاعات جامعی درباره تکشاخها و سمندرها داشتند. با وجود آن که هيچکدامشان حتی يک مورد از آنها را هم نديده بودند، يک نفر هم احساس نکرد لازم است از ادعاهای جزمی درباره آنها دست بردارد. اغلب موضوعات از اين ساده تر به بوتهی آزمايش درميآيند. اگر مثل اکثر مردم شما ايمان راسخ پرشوری نسبت به برخی مسائل داريد، روشهايی وجود دارد که ميتواند شما را از تعصب خودتان باخبر کند. اگر عقيده مخالف، شما را عصبانی ميکند، نشانه آن است که شما ناخودآگاه ميدانيد که دليل مناسبی برای آنچه فکر ميکنيد، نداريد. اگر کسی مدعی باشد که دو بعلاوه دو ميشود پنج، يا اين که ايسلند در خط استوا قرار دارد، شما به جای عصبانی شدن، احساس دلسوزی ميکنيد، مگر آن که اطلاعات حساب و جغرافی شما آن قدر کم باشد که اين حرفها در افکار شما تزلزل ايجاد کند. اغلب بحثهای بسيار تند آنهايی هستند که طرفين درباره موضوع مورد بحث دلايل کافی ندارند. شکنجه در الهيات به کار ميرود، نه در رياضيات؛ زيرا رياضيات با علم سر و کار دارد، اما در الهيات تنها عقيده وجود دارد. بنابراين هنگامی که پی ميبريد از تفاوت آرا عصبانی هستيد، مراقب باشيد؛ احتمالاً با بررسی بيشتر درخواهيد يافت که برای باورتان دلايل تضمين کنندهای نداريد. يک راه مناسب برای اين که خودتان را از انواع خاصی از جزميت خلاص کنيد، اين است که از عقايد مخالفی که دوستان پيرامونتان دارند آگاه شويد. وقتی که جوان بودم سالهای زيادی را دور از کشورم در فرانسه، آلمان، ايتاليا و ايالات متحده به سر بردم. فکر ميکنم اين قضيه در کاستن از شدت تعصبات تنگ نظرانه ام بسيار مؤثر بوده است. اگر شما نميتوانيد مسافرت کنيد، به دنبال کسانی بگرديد که ديدگاههايی مخالف شما دارند. روزنامه های احزاب مخالف را بخوانيد. اگر آن افراد و روزنامه ها به نظرتان ديوانه، فاسد و بدکار ميآيند، به ياد داشته باشيد که شما هم از نظر آنها همينطور به نظر ميرسيد. با اين وضع هر دو طرف ممکن است بر حق باشيد، اما هر دو نميتوانيد بر خطا باشند. اين طرز فکر زاينده نوعی احتياط است. برای کسانی که قدرت تخيل ذهنی قوی دارند، روش خوبی است که مباحثه ای را با شخصی که ديدگاه متفاوتی دارد در ذهن خود تصور کنند. اين روش در مقايسه با گفتگوی رودررو يک فايده و تنها يک فايده دارد و آن اين که در معرض همان محدوديتهای زمانی و مکانی قرار ندارد. مهاتما گاندی راه آهن و کشتيهای بخار و ماشين آلات را محکوم ميکرد، او دوست ميداشت که تمام آثار انقلاب صنعتی را خنثی کند. شما ممکن است هرگز اين شانس را نداشته باشيد که با شخصی دارای چنين عقايدی روبرو شويد، زيرا در کشورهای غربی اغلب مردم با دستاوردهای فن آوريهای جديد موافقند. اما اگر شما ميخواهيد مطمئن شويد که در موافقت با چنين باور رايجی بر حق هستيد، روش مناسب برای امتحان کردن اين است که مباحثهای خيالی را تصور کنيد و در نظر بگيريد که اگر گاندی حضور ميداشت چه دلايلی را برای نقض نظر ديگران ارائه ميداد. من گاهی بر اثر اين گونه گفتگوهای خيالی واقعاً نظرم عوض شده است؛ به جز اين، بارها دريافتم که با پی بردن به امکان عقلانی بودن مخالفان فرضي، تعصبات و غرورم رو به کاستی ميگذارد. نسبت به عقايدی که خودستايی شما را ارضاء ميکند، محتاط باشيد. از هر ده نفر، نه نفر چه مرد و چه زن قوياً معتقدند که جنسيتشان برتری ويژهای دارد. دلايل زيادی هم برای هر دو طرف وجود دارد. اگر شما مرد باشيد ميتوانيد نشان دهيد که اغلب شعرا و بزرگان علم مرد هستند؛ اگر زن باشيد ميتوانيد پاسخ دهيد که اکثر جنايتها هم کار مردان است. اين پرسش اساساً حل شدنی نيست، اما خودستايی اين واقعيت را از ديد بسياری از مردم پنهان ميکند. همه ما، اهل هر جا که باشيم، متقاعد شده ايم که ملت ما برتر از ساير ملتهاست. ما با وجود دانستن اين که هر ملتی محاسن و معايب خاص خودش را دارد، معيارهای ارزشيمان را به گونهای تعريف ميکنيم که ثابت کنيم ارزشهايمان مهمترين ارزشهای ممکن هستند و معايبمان تقريباً ناچيزند. دراينجا دوباره انسان معقول ميپذيرد که با سوالی روبروست که ظاهراً جواب درستی برای آن وجود ندارد. دشوارتر از آن، اين است که بخواهيم مراقب خودستايی بشر به واسطه بشر بودنش باشيم، زيرا ما نميتوانيم با ذهن غيربشری مباحثه کنيم. تنها راهی که من برای برخورد با اين نوع خودبينی بشر سراغ دارم، اين است که به خاطر داشته باشيم بشر جزء ناچيزی از حيات سياره کوچکی در گوشه کوچکی از اين جهان است و همانطور که ميدانيم در ديگر بخشهای کيهان هم ممکن است موجوداتی باشند که نسبت بزرگيشان به ما مثل نسبت بزرگی ما به يک ستاره دريايی است. ترجمه ابراهیم اسکافی [ شنبه 1391/02/09 ] [ ] [ علی قناعتیان ]
کلیسای مارسرکیس در دامنه کوه سیر در ۱۲ کیلومتری غرب شهرستان ارومیه واقع شده و دارای اهمیت مذهبی فراوانی است. این کلیسا زیاتگاه عموم مسیحیان اعم از ارامنهُ آشوریُ کاتولیک و پروتستان به شمار می رود. کلیسای مارسرکیس در زمان ساسانیان به امرشیرین زن مسیحی خسرو پرویز پادشاه ساسانیان بنا شد.
به روایتی نقل میکنند که در زمان ماکسی میانوس امپراتور روم(۲۱۰- ۲۳۰م )فردی به نام سرکیس که از رجال برجسته دربار بود به علت گرویدن به آیین مسیحیت مورد خشم و غضب امپراتور قرار گرفت و با بی اعتنایی به فرمان امپراتور مبنی بر ترک آیین مسیحیت و بازگشت به کیش یکتاپرستی در تاریخ هفتم اکتبر ۲۱۵م به قتل رسید. در زمان خسرو پرویز نبردی سخت بین ایرانیان و رومیان درگرفت. شیرین( ملکه پادشاه )که دختر پادشاه ارمنستان بود عهد بسته بود که اگر شاه ایران بر رومیان غلبه کند کلیسایی به نام مارسرکیس بنا نهد و از آنجا که رومیان در جنگ مغلوب شدند و قسمت بزرگی از مناطق آذربایجان و ارمنستان به تصرف ایرانیان درآمدُ شیرین کلیسای مارسرکیس را در کوه سیر بنا نهاد. این بنا دارای دو سالن مجزااست که به وسیله دخمه ای به هم متصل می شوند. از این دو سالن یکی محل وعظ و دیگری محل نیایش و دعااست. هر دو سالن از دو محفظه و پنجره نور می گیرند با این وجود داخل آن تقریبن تاریک است. کلیسا دارای دو در ورودی کوچک است که به این دو سالن منتهی می شود. [ سه شنبه 1391/02/05 ] [ ] [ سمیه بخشی ]
جهانگردي آمريكايي به قاهره رفت تا پارسای معروفي را زيارت كند. جهانگرد با كمال تعجب ديد كه زاهد در اتاقي ساده زندگي مي كند. اتاق پر از كتاب بود و غير از آن فقط ميز و نيمكتي ديده ميشد. جهانگرد پرسيد: لوازم منزلتان كجاست؟
زاهد گفت: مال تو كجاست؟
جهانگرد گفت: اما من اينجا مسافرم.
زاهد گفت: من همين طور.
دومين مكتوب-پائولوكوئليو [ یکشنبه 1391/02/03 ] [ ] [ معصومه مهدیلو ]
کانت در پاسخ به پرسش: روشنگری چیست؟ ، این جمله را شعار روشنگری مینامد
:
« روشنگری خروج انسان از صغارتی است که خود بر خویش تحمیل کردهاست. صغارت، ناتوانی در بهکاربردن فهمِ خود بدون راهنمایی دیگری است. این صغارت، خودْ تحمیلی است اگر علت آن نه در سفیه بودن بلکه در فقدانِ عزم و شهامت در به کارگیری فهم خود بدون راهنمایی دیگری باشد. شعار روشنگری این است » [ شنبه 1391/02/02 ] [ ] [ معصومه مهدیلو ]
البته از همدستی و همداستانی کنیسۀ اورشلیم (نهاد نمایندگی ولایت فقهيسياسي ربیها در یهود) با دستگاه حاکمۀ روم بهرهبری پیلاطُس براحتی نمیتوان گذشت. ظاهرش ساده است؛ اما باطنش عجیب و باورناپذیر! که کنیسۀ اورشلیم ــاینمدعیِ یکتاپرستی و هواخواه یکتاپرستانــ که دستِکم باید مجال گفتگو با عیسای موحّد را فراهم میکردــ، چگونه با دولت مشرکِ روم (معتقد به خدایان و اصنام و اسطوره ها) علیه آیین توحیدیِ عیسی متحد میشود؟ خجالتآور است اما حقیقت دارد؛ آری! کنیسۀ اورشلیم آشکارا با یاریِ یهودای اسخریوطی (نفوذی ربیها در درگاه عیسی) گلوی عیسی را بر مسمّای دار میفشرند. حقیقت توحید را میبینند اما ذبحش را روا میشمرند تا دمی بیشتر رعیت را بچـاپند و در خرمن عُشريهها بچـرند!! از دستگاه ناظر بر حاکمۀ ولایتفقیه کشورم انتظار دارم تاریخ حکومتداری يهود را باز بنگرد و بیش عبرت گیرد. آري! آیات باب 25 متی و 15 مرقس را كه خواندم تازه فهمیدم داستان چیست. در زمان تصليب عیسی، دستگاه حاکمۀ روم در اورشلیم، آنچنان به نهاد نمایندگی ولیّ ربی در جامعۀ یهود نزدیک شد که پیلاطس ـحاکم رومی فلسطینـ با اصرار و پافشاری مشایخ و کارگزاران ولایت ربیها، رأی آنها را مبتنی بر اعدام عیسی به اجرا در آورد. به همین راحتی! حکم اعدام برای موحدی چونان عیسی با آن صبغه و سبقۀ توحیدیاش توسط دستگاه حاکمۀ ولایت. [ شنبه 1391/02/02 ] [ ] [ مهدی قاسمی ]
سلام
با تشکر از آقای نصرتیان بابت معرفی کتابی ارزشمند درباره منجی آخر الزمان به دلیل طولانی شدن کامنت من درباره پست آقای نصرتیان این موضوع را در پستی مجزا آوردم تا دوستان درباره آن به بحث بنشینند: [ چهارشنبه 1391/01/23 ] [ ] [ علی قناعتیان ]
سلام. طبق وعده ای که داده بودم با معرفی یک کتاب جدید در خدمت دوستان هستم. امیدوارم که مورد توجه علاقه مندان به رشته ادیان قرار بگیره.
انديشة نجات و منجي موعود- که در غرب معمولاً با مسيحاگرايي، آيندهگرايي و هزارهگرايي در يک رديف طبقهبندي ميشود- شايد در روزگار ما بيش از هر زمان ديگر مورد توجه قرار گرفته است. کتاب گونهشناسي انديشة منجي موعود در اديان، در نظر دارد از نظرگاهی خاص به این موضوع بپردازد که عبارت است بررسي تطبيقي اعتقاد به منجي در ميان اديان مختلف. این کتاب به صورت مجموعه مقالات چاپ شده و دکتر علی موحدیان عطار ویراستاری علمی آن را به عهده دارد. انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب این کتاب را چاپ کرده و در اختیار جامعه علمی کشور قرار داده است. مقدمة کتاب با عنوان «کلياتي دربارة انديشة منجي موعود» به قلم دکتر موحديان عطار، بدون توجه به يک دين خاص، گونههايي را که ميتوان در مطالعة اين انديشه، ميان اديان مختلف در نظر گرفت برميشمرد. برخي از اين ملاحظات عبارتند از: ماهيت موعود، ماهيت وعده، رسالت معنوي يا اجتماعي موعود، دامنة جغرافيايي يا جمعيتي رسالت وي، آرمان موعود، نقش کيهانشناختي منجي موعود و نحوة تحقق تاريخي نجات موعود. ساير مقالات کتاب، هرکدام به يک دين یا مذهب خاص ميپردازند و نشان ميدهند که انديشة موعود در آن تفکر، چه گونههايي را شامل ميشود. شایان ذکر است کتاب مذکور به عنوان کتاب شایسته تقدر در بیست و نهمین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی انتخاب شده است. علاقه مندان می توانند گزارش کامل کتاب را در بخش ادامه مطلب مطالعه کنند ادامه مطلب [ چهارشنبه 1391/01/23 ] [ ] [ رئوف نصرتیان ]
اطلاعاتي در مورد كتاب رساله یعقوب و تاريخ نگارش آن: نويسنده اين رساله خود را يعقوب معرفي ميكند. اما با توجه به اينكه در عهد جديد چهار نفر به نام يعقوب وجود دارند مشخص كردن اينكه كدام يك از این افراد اين رساله را نوشتهاند چندان آسان نميباشد. در مورد رساله يعقوب نوشته اند: صراحت نويسنده اين رساله به گونهاي است كه گفته ميشود در مخالفت مستقيم با پولس نوشته شده است.برخي تاريخ نگارش رساله يعقوب را در اوايل دهۀ 60 ميلادي تعيين كردهاند. اما برخي با تراشيدن دلايلي (چون اين رساله در مجامع علمي مخالف نوشتههاي پولس است) ميخواهند بگويند كه اين رساله قبل از سال 50 ميلادي نوشته شده است. به هر حال اگر تاريخ 50 ميلادي صحيح باشد اين رساله از تمام نوشتههاي عهد جديد به استثناي رساله غلاطيان، زودتر نوشته شده است. اما ميتوان گفت كه حتي اگر رسالههاي پولس در دسترس او نبودهاند طبيعي است كه تعاليم پولس را -كه در شهرهاي گوناگون، پيش از آن زمان تبليغ شده بودند- شنيده باشد. جالب است بدانيم آنقدر به خاطر محتواي اين رساله در تاريخ آن اختلاف شده است كه برخي تاريخ نگارش آن را اوائل قرن دوم دانستهاند. اين رساله به جاي اينكه شخص يا گروه خاصي را مخاطب خود قرار دهد تمام جامعه مسيحي را مخاطب خود قرار داده و به اين علت از رسالات عمومي محسوب ميشود. آيه اول اين كتاب نويسنده را يعقوب معرفي ميكند و مخاطب را 12 سبط بنياسرائيل معرفي ميكند. چرا که حضرت عيسي(ع) هم خودش يك يهودي زاده بود. در ادامه در مورد مشكلات و سختيها صحبت ميكند و فرد را به صبر كردن در مشكلات و سختيها دعوت ميكند كه اگر كسي در مشكلات صبر نمايد فردي محتاج نخواهد بود. آيات بعدي در مورد ايمان داشتن و عدم شك در ايمان راسخ است. از آيات 9 به بعد در همين باب سخن از فقر و ثروت مادي و وظايف انسان فقير در برابر مشكلات و انسان غني را بيان است. [ سه شنبه 1391/01/22 ] [ ] [ سمیه بخشی ]
ازآدمها بگذر! دلت را گندهتر کن… ناراحت این نباش که چرا جادهی رفاقت با تو همیشه یکطرفه است…. مهم نیست اگر همیشه یکطرفهای شاد باش که چیزی کم نگذاشتهای و بدهکار خودت، رفاقتت و خدایت نیستی [ سه شنبه 1391/01/22 ] [ ] [ سمیه بخشی ]
شوکه میشوم وقتی بر پارهای کاغذ (1) میخوانم علی(ع) در عصر خلافتش (656ـ661م) یهودیان بابل را آزادی میبخشد و تشکیلات رأسُالجالوت به رهبری «بوشنای» و مرکز گائونیم(حوزۀ علمیۀ یهود) به رهبری «ماژ اسحاق» را رسماً میپذیرد. رفتار انسانی توأم با مدارای مسلمانان عصر حضور با جامعۀ دگر دینان را که مینگرم بر رفتار بیمهر برخی مسلمانان حسرت میخورم که چگونه «ما» را به «من» میآویزند و من را از خود دور؟! یهودیان مقیم کشورهای اروپایی در فاصلۀ قرون وسطی در اماکنی متمایز به دیواره های بلند به نام «گِتّو» میزیستند و چنین تحقیرآمیز با دگران معاشرت داشتند؛ اما همان زمان همکیشان یهودیشان در سایۀ دولت اسلامی اندلس حتی به مقامات بلند اجتماعی نیز میرسیدند.(2) جای تأمل دارد که ادیان توحیدی چگونه از هم پاشانده شدند و آن که سودبرنده از این جدایی است که بود / کیست؟ این جزایر دینی چرا شبهای آرام ندارند؟ و ....
(1) انتظار مسیحا در آیین یهود، جولیوس گرینستون، ترجمۀ حسین توفیقی، ص14. (2) و در پاره ای دگر می نگرم که فردی به نام «یوسف ناسی» در دربار پادشاه عثمانی چنان به اوج رسید که سلطان عثمانی وی را به امارت بخشی از فلسطین گذارد. نگر: یهودیت، عبدالرحیم سلیمانیاردستانی، ص284. [ شنبه 1391/01/19 ] [ ] [ مهدی قاسمی ]
سلام دوستان
روز و روزگارتان خوش. ايشالله سال خوب و شادي و نكويي رو آغاز كرده باشين. و غم و مشكلاتتون با سيزده بدر ، بدر شده باشه. التماس دعا [ دوشنبه 1391/01/14 ] [ ] [ معصومه مهدیلو ]
تدبيرگرايي يک نظام الاهياتي داراي خاستگاهي در ميان جنبش برادران پلايموس در ايرلند و انگلستان در اواخر قرن نوزدهم ميباشد. بنيانگذار اين نظام، جان نلسون داربي( 1800-82 )، يکي از بنيانگذاران جنبش برادران بود. تدبيرگرايي به مثابه واکنشي در برابر کليساي انگلستان بوجود آمد و به شدت ديدگاه پساهزارهگرايي را حفظ نمود. تعاليم تدبيرگرا در مورد پيشگويي که به خصوص ناشي از تأثير کتاب مقدس مرجع اسکوفيلد در سال 1909 و اصلاحات بعدي آن بود، به طور وسيع در کانادا و ايالات متحده آمريکا گسترش يافت. امروزه بهمراتب تدبيرگرايي برجستهترين شکل هزارهگرايي است. تدبيرگرايي به طور رسمي در مؤسسه کتاب مقدس مودي( شيکاگو )، حوزه علميه دالاس و طبق يک برآورد در دويست مؤسسه کتاب مقدس در آمريکا تدريس ميشود. تدبيرگرايي به مثابه دوره زماني تعريف ميشود که طي آن انسان از حيث فرمانبردارياش به وحي خاصي از اراده خدا آزموده ميشود. در هر يک از اين دورهها، يک وحي متمايز از اراده خدا نمايان ميشود و فرمانبرداري بشر به خدا را ميآزمايد. سه پيش فرض انتقادي نظام تدبيرگرايي : 1. تمايز بين اسرائيل و کليسا: طبق نظر تدبيرگرايي، در تمام دورهها خدا دو هدف متمايز را پيگيري ميکند: يکي با اهداف و قومي زميني که قوم يهود است ارتباط مييابد و ديگري با اهداف و قومي آسماني که کليساي مسيحي است ارتباط مييابد. کليسا در عهد قديم پيش بيني نشده است و بنابراين پرانتزي در برنامه پيشگويي شده خدا براي اسرائيل ايجاد ميکند. در آينده تمايز ميان يهود و غيريهود دوباره محقق خواهد شد و تا ابدالآباد ادامه خوهاد يافت. 2. تحقق حقيقي پيشگويي کتاب مقدس: نويسنگان تدبيرگرا استدلال ميکنند عهد قديم دربردارنده بسياري از وعدههايي است که خدا در يک سلطنت زميني براي اسرائيل محقق خواهد ساخت. اين وعدهها بايد به طور حقيقي تحقق يافته باشند. وعده اصلي به ابراهبم اين بود که سرزمين کنعان به مثابه يک دارايي هميشگي به فرزندان واقعي ابراهيم داده خواهد شد. پيمان داوودي شامل اين وعده است که فرزند داوود( مسيح ) بر تمام اسرائيل از قلمرو سلطنت داوود به عبارت ديگر از اورشليم حکمراني خواهد نمود. پيمان جديد ارميا:31 :31- 34 اگرچه دربرگيرنده خصوصياتي است که همچنين مربوط به مؤمنان معاصر دوره کليسااست ولي اساساً پيماني براي اسرائيل است. فرازهاي بسيار زيادي در مزامير و انبيا به اين معني تفسير ميشوند که بنياسرائيل در سرزمين کنعان تحت حکومت کامل مسيح دوباره جمع خواهند شد. اين وعدهها به طور حقيقي طي سلطنت هزاره مسيح تحقق خواهند يافت. به همان ترتيب بسياري از کتب دانيال و مکاشفه نيز در انتظار تحققي واقعگرا در هزاره آينده ميباشند. 3. تجلي عظمت خدا به مثابه هدف تاريخي: با وجود اينکه تدبيرگرايان پذيرفتند که فيض بهتنهايي بهواسطه عمل مسيح در طي تاريخ بشر را با خدا آشتي نميدهد و برنامه معنويت و نجات خدا تنها هدف نيست بلکه يکي از اهداف خدااست که در برنامه کامل ستايش خود آن را به کار ميگيرد. پس نه نجات بلکه تجلي عظمت خدا موضوع اصلي و هدف بزرگ عمل او در تاريخ بشر در هر يک از تدبيرهااست. [ یکشنبه 1391/01/06 ] [ ] [ سمیه بخشی ]
از دل و دیده ، گرامی تر هم
[ یکشنبه 1390/12/28 ] [ ] [ سمیه بخشی ]
سلام بر آسمانيها
روز 25 اسفند ساعت 9صبح داشتم با دانشگاه اديانِ سال 90 خداحافظي ميکردم. تو لحظه آخر دوست خويم آقاي مصطفي حقاني رو ديدم. ياد دو بيتي افتادم که چند شب پيش تو جلسه شب فلسفه خوند و من خيلي خوشم اومد. ازش اجازه گرفتم تا شما رو هم به خوندنش دعوت کنم اونم لطف کرد و اجازه داد. پس با احترام تقديم ميکنم: دوباره آخر سال و دوباره سال جديد دوباره شادي و شور فرارسيدن عيد و ناگهان مزه تلخ شعر سايه که گفت چه بينشاط بهاري که بي رخ تو رسيد اميدوارم عید آینده اين تلخي رو نداشته باشه. انشاءالله [ پنجشنبه 1390/12/25 ] [ ] [ رئوف نصرتیان ]
با سلام و ادب و احترام
خواستم حالا که نزدیک عید شده از فضای ادیان یه کم بیام بیرون و اولین نفری باشم که شروع سال جدید رو به همه دوستان تبریک میگه. سال خیلی خیلی پربار و زیبایی داشته باشید و همه به یاد داشته باشیم که: صعود زیباست حتی به سوی قله ای آتشفشانی و سقوط نفرت زاست حتی درون دره ای سرسبز. [ چهارشنبه 1390/12/17 ] [ ] [ سمیه بخشی ]
روزهي استر (يهوديت) 25 فوريه يهوديان در 13 ماه آدِر در تقويم يهود، روزهي استر را به ياد روزهي مردخاي و استر بجاي ميآورند. به باور يهوديان در چنين روزي دشمنان يهوديان تصميم گرفتند آنان را مقهور و نابود نمايند اما عکس آن روي داد و يهوديان بر دشمنان خود پيروز شدند. بنياسرائيل هر زمان که با جنگ مواجه ميشدند روزه ميگرفتند. هدف از روزه آن بوده که بيان شود انسان با قدرت بدني يا نظامي غلبه نميکند بلکه تنها با توجه و دعا به گونهاي که لطف الهي شامل گردد قدرت و توان غلبه در جنگ حاصل ميگردد. يهوديان براي يادبود آن روزه در نسلهاي بعد هر سال در همين روز روزه ميگيرند. روزهي استر جزو چهار روزي که بطور خاص در متون مقدس ذکر نشده بنابراين نسبت به چهار روزهي مذکور بجا آوردن آن با تساهل همراه است.
[ پنجشنبه 1390/12/11 ] [ ] [ سمیه بخشی ]
روز توماس آکوئيناس قديس (مسيحيت) 28 ژانويه توماس آکوئيناس قديس حامي مدارس کاتوليک، کالجها، مدارس و دانشجويان؛ بزرگترين شخصيت فرقهي دومنيکن آيين مسيحيت است. تبحر آکوئيناس در فلسفه و الهيات او را بعنوان يکي از متفکران برجستهي مسيحي مشهور نمود. مفاهيمي همچون وحدت، هماهنگي و استمرار ميان ايمان و عقل و ميان دانش طبيعي و دانش وحياني در آثار او حاکم است. انتظار ميرود توماس بعنوان يک مسيحي معتقد به کتاب مقدس، مدافع پرشور حقيقت وحياني باشد اما تعمق و وسعت نظر او باعث شد نظمِ طبيعت را از جانب خداوندِ خالق دانسته، خرد و عقل را بعنوان موهبتي الهي بسيار ارجمند تلقي کند. او در آخرين و مهمترين اثرش «جامع الهيات» (Summa Theologiae) که با مرگش ناتمام ماند کل الهيات کاتوليک را بررسي نمود. [ پنجشنبه 1390/12/11 ] [ ] [ سمیه بخشی ]
تقدیم به آن دسته از مسلمانان و یهودیان و پیروان هر دینی که با استناد به آیه «اولئک کالانعام بل هم ازل» یا آیات مشابه همه دنیا را تفسیر کرده و تمام مخالفان خود را گاو و گوسفند و بزغاله و گوساله میدانند...
مقایسه باب بیست و پنجم سفر اعداد با یک فرقه اسلامی: در باب بیست و پنجم از سفر اعداد به ماجرای پینحاس (فینحاس) اشاره شده است. بنی اسرائیل در شطیم اقامت گزیدند و با دختران موآب زنا کردند و برای خدای آنها به نام بعل فغور قربانی کردند. یهوه به موسی دستور داد همه سران قبایل را اعدام کند تا خشم یهوه برگردانده شود. مردی اسرائیلی به نام زمری بن سالو که رئیس خاندان آبای سبط شمعون بود وقاحت را از حد گذارنده و در حضور موسی و کسانی که جلوی در خیمه اجتماع مشغول گریه بودند، دختری مدیانی به نام کزبی را به اردوگاه آورد. فینحاس پسر العازر پسر هارون از جا برخواسته، نیزه ای را به شکم هر دو زد و آنها را با هم کشت. بیماری وبا از بنی اسرائیل دفع شد؛ اما بیست و چهار هزار نفر از این بیماری به خاطر این گناه بزرگ مردند. خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: «فینحاس بن العازر بن هارون کاهن، غضب مرا از بنی اسرائیل برگرداند، چونکه با غیرت من در میان ایشان، غیور شد، تا بنی اسرائیل را در غیرت خود هلاک نسازم. لهذا بگو اینک عهد سلامتی خود را به او می بخشم. و برای او و برای ذریتش بعد از او این عهد کهانت جاودانی خواهد بود، زیرا که برای خدای خود غیور شد، و به جهت بنی اسرائیل کفاره نمود.» زیلوتها یا غیرتمندان که گویا تنها اختلافشان با فریسیان بر سر غیرت برای یهوه و اجرای بی چون و چرای احکام بود آنطور که دایره المعارف دین ویراسته الیاده بیان می دارد فینحاس را آرکتایپی برای خود می دانند؛ چرا که او بود که به خاطر غیرتش این بلا را از قوم برگرداند. این گروه مهمترین گروهی بودند که برای حفاظت از قوم اسرائیل و سرزمین یهودیه و معبد دوم با رومیان به طور جدی می جنگیدند و شعار اصلیشان این بود که جز یهوه خدایی وجود ندارد و بر همین اساس حتی پرداخت مالیات به بیگانگان (رومیان) را جایز نمی دانستند و با یهودیانی که به این کار مبادرت می ورزیدند مقابله می کردند. این فرقه و اعتقادشان نیز من را به یاد فرقه خوارج در اسلام انداخت؛ چراکه آنها نیز معتقد بودند: «لاحکم الا لله». خوارج؛ علی، معاویه و هرکسی که حکم غیر خدا را پذیرفته بود کافر دانسته و بر این باور بودند ریختن خون آنان مباح است و بعضی از فرقه های آنان نیز معتقد بودند ریختن خون فرزندان و همسران آنان نیز مباح است. [ سه شنبه 1390/12/09 ] [ ] [ علی قناعتیان ]
کاسبی پسرش را فرستاد تا راز خوشبختی را از فرزانه ترین انسان جهان بیاموزد. پسرک چهل روز در بیابان راه رفت، تا سرانجام به قلعه ی زیبایی بر فراز کوهی رسید. مرد فرزانه ای که پسرک میجست، آن جا میزیست. اما قهرمان ما به جای ملاقات با مردی مقدس، وارد تالاری شد و جنب و جوش عظیمی را دید؛ تاجران می آمدند و میرفتند، مردم در گوشه کنار صحبت میکردند، گروه موسیقی کوچکی نغمه های شیرین مینواخت ، و میزی مملو از لذیذترین غذاهای بومی آن بخش از جهان، آن جا بود. مرد فرزانه با همه صحبت میکرد، و پسرک مجبور شد دو ساعت منتظر بماند تا مرد فرزانه به او توجه کند. مرد فرزانه با دقت به دلیل ملاقات پسرک گوش داد، اما به او گفت در آن لحظه فرصت ندارد تا راز خوشبختی را برایش توضیح دهد. به او پیشنهاد کرد نگاهی به گوشه کنار قصر بیندازد و دو ساعت بعد بازگردد. سپس یک قاشق چای خوری به پسرک داد و دو قطره روغن در آن ریخت و گفت : " علاوه بر آن میخواهم از تو خواهشی بکنم. هم چنان که میگردی، این قاشق را هم در دست بگیر و نگذار روغن درون آن بریزد." پسرک شروع به بالا و پایین رفتن از پلکان های قصر کرد و در تمام آن مدت، چشمش را به آن قاشق دوخته بود. پس از دو ساعت به حضور مرد فرزانه بازگشت.
مرد فرزانه پرسید : فرش های ایرانی تالار غذا خوری ام را دیدی؟ باغی را دیدی که خلق کردنش برای استاد باغبان ده سال زمان برد؟ متوجه پوست نبشت های زیبای کتاب خانه ام شدی؟ پسرک، شرم زده اعتراف کرد هیچ ندیده است. تنها دغدغه ی او این بود که روغنی که مرد فرزانه به او سپرده بود، نریزد. مرد فرزانه گفت: " پس بگرد و با شگفتی های دنیا من آشنا شو. اگر خانه ی کسی را نبینی نمیتوانی به او اعتماد کنی." پسرک قوت قلب گرفت، قاشق را برداشت و بار دیگر به اکتشافات قصر پرداخت. این بار تمامی آثار روی دیوارها و آویخته به سقف را تماشا کرد. باغ ها را دید، و کوه های گردا گردش را، لطافت گل ها را، و نیز سلیقه ای را که در نهادن هر اثر هنری در جای خود به کار رفته بود. هنگامی که نزد مرد فرزانه بازگشت، هر آنچه را که دیده بود، باتمام جزییات تعریف کرد. مرد فرزانه پرسید : " اما آن دو قطره روغن که به تو سپرده بودم کجایند؟ "پسرک به قاشق داخل دستش نگریست و دریافت که روغن ریخته است. فرزانه ترین فرزانگان گفته اند : " پس این است یگانه پندی که میتوانم یه تو بدهم : راز خوشبختی این است که همه ی شگفتی های جهان را بنگری، و هرگز آن دو قطره روغن درون قاشق را از یاد نبری. "
برگرفته از سایت محمد علامی [ دوشنبه 1390/12/08 ] [ ] [ معصومه مهدیلو ]
Religious scholar friends! This website, the only way our relationship, try more. I love you all and especially to your posts [ یکشنبه 1390/12/07 ] [ ] [ مهدی قاسمی ]
سلام بر آسمانيها بسيار خرسندم از ورود به وبلاگ و يه خسته نباشيد حسابي به همكلاسيام ميگم. گروهي كه بسيار پرماجر و خاطرهانگيز بوديم. ميدونم دانشگاه اديان بدون ما بيصفاست... دلتنگ روزاي دانشگاهم حتي چايي خوردناي دزدكي..... منتظر مطالب خوب و علمي باشيد. البته بعد تحقيقاي كلاسي... [ شنبه 1390/12/06 ] [ ] [ معصومه مهدیلو ]
ادامه مطلب [ سه شنبه 1390/12/02 ] [ ] [ الهه كاظمي ]
|
||||||||||||||||
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||||||||||||||||