درباره منجی آخر الزمان

سلام

با تشکر از آقای نصرتیان بابت معرفی کتابی ارزشمند درباره منجی آخر الزمان

 به دلیل طولانی شدن کامنت من درباره پست آقای نصرتیان این موضوع را در پستی مجزا آوردم تا دوستان درباره آن به بحث بنشینند:
به نظرم جدای از به حق بودن یا نبودن هر یک از ادیان اعتقاد به موعود آخر الزمان که می آید و اوضاع نابسامان همه ما جهانیان را به سامان می آورد و مستحضرید کمابیش در همه ادیان وجود دارد نوعی نگه داشتن و واواشتن و ترغیب افراد به دینداری است و باز تاکید می کنم جدای از این که کدام دین حق است و اصلا این موعودباوری اندیشه ای درست است یا نه و آیا اصلا منجی و موعودی وجود دارد یانه به مومن ودیندار به یک دین نوعی آرامش روانی می بخشد تا دیندار بماند و حتی شاید می خواهد به او بگوید بقیه ادیان باطلند یا بهره بسیار کمی از حقیقت دارند و به زودی در آخر الزمان فقط ما به پیروزی نهایی می رسیم و دیگران نابود یا دست کم منزوی می شوند. دکتر شریعتی در یکی از سخنرانیهایش که دقیقا خاطرم نیست کدام سخنرانی است درباره موعود دین زردشت می گوید آن زمانی که او بیاید به درد ما نمی خورد!!! می دانیم در این دین تاریخ به چهار تا سه هزار سال تقسیم شده. انگار تلویحا می گوید او وقتی می آید انگار دیگر همه چیز تمام شده و نیازی به آمدن او نیست. من هم در پاسخ به دکتر شریعتی می گویم در دین اسلام حدیثی هست که می گوید: اگر از جهان فقط یک روز باقی مانده باشد آن روز طولانی می شود تا قائم آل محمد ظهور کند و جهان را پر از عدل کند. شاید دارم در کار خدا دخالت می کنم. از فلسفه تاریخ هم چیزی نمی دانم اما جدای از اینکه این حدیث درست و معتبر است یا نه نظر شخصی ام را می گویم: اگر منجی آخرالزمان هریک از ادیان می آید تا فقط یک روز یا مدتی بسیار کوتاه باشد و اوضاع را به سامان آورد بهتر است که نیاید. چون پیش از او کرور کرور انسان به خاطر نیامدن او از ظلم و جور و بی عدالتی مرده اند و او نیامده تا آنها را نجات دهد.
با عرض پوزش از دکتر شریعتی
ادامه بحث با شما دوستان

معرفی کتاب گونه شناسی اندیشه منجی موعود در ادیان

سلام. طبق وعده ای که داده بودم با معرفی یک کتاب جدید در خدمت دوستان هستم. امیدوارم که مورد توجه علاقه مندان به رشته ادیان قرار بگیره.

انديشة نجات و منجي موعود- که در غرب معمولاً با مسيحاگرايي، آينده‌گرايي و هزاره‌گرايي در يک رديف طبقه‌بندي مي‌شود- شايد در روزگار ما بيش از هر زمان ديگر مورد توجه قرار گرفته است. کتاب گونه‌شناسي انديشة منجي موعود در اديان، در نظر دارد از نظرگاهی خاص به این موضوع بپردازد که عبارت است بررسي تطبيقي اعتقاد به منجي در ميان اديان مختلف. این کتاب به صورت مجموعه مقالات چاپ شده و دکتر علی موحدیان عطار ویراستاری علمی آن را به عهده دارد. انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب این کتاب را چاپ کرده و در اختیار جامعه علمی کشور قرار داده است.

مقدمة کتاب با عنوان «کلياتي دربارة انديشة منجي موعود» به قلم دکتر موحديان عطار، بدون توجه به يک دين خاص، گونه‌هايي را که مي‌توان در مطالعة اين انديشه، ميان اديان مختلف در نظر گرفت برمي‌شمرد. برخي از اين ملاحظات عبارتند از: ماهيت موعود، ماهيت وعده، رسالت معنوي يا اجتماعي موعود، دامنة جغرافيايي يا جمعيتي رسالت وي، آرمان موعود، نقش کيهان‌شناختي منجي موعود و نحوة تحقق تاريخي نجات موعود. ساير مقالات کتاب، هرکدام به يک دين یا مذهب خاص مي‌پردازند و نشان مي‌دهند که انديشة موعود در آن تفکر، چه گونه‌هايي را شامل مي‌شود.

شایان ذکر است کتاب مذکور به عنوان کتاب شایسته تقدر در بیست و نهمین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی انتخاب شده است. علاقه مندان می توانند گزارش کامل کتاب را در بخش ادامه مطلب مطالعه کنند 

ادامه نوشته

رساله یعقوب

اطلاعاتي در مورد كتاب رساله یعقوب و تاريخ نگارش آن:

  نويسنده اين رساله خود را يعقوب معرفي مي‌كند. اما با توجه به اينكه در عهد جديد چهار نفر به نام يعقوب وجود دارند مشخص كردن اينكه كدام يك از این افراد اين رساله را نوشته‌اند چندان آسان نمي‌باشد.

در مورد رساله يعقوب نوشته اند: صراحت نويسنده اين رساله به گونه‌اي است كه گفته مي‌شود در مخالفت مستقيم با پولس نوشته شده است.برخي تاريخ نگارش رساله يعقوب را در اوايل دهۀ 60 ميلادي تعيين كرده‌اند. اما برخي با تراشيدن دلايلي (چون اين رساله در مجامع علمي مخالف نوشته‌هاي پولس است) مي‌خواهند بگويند كه اين رساله قبل از سال 50 ميلادي نوشته شده است. به هر حال اگر تاريخ 50 ميلادي صحيح باشد اين رساله از تمام نوشته‌هاي عهد جديد به استثناي رساله غلاطيان، زودتر نوشته شده است. اما مي‌توان گفت كه حتي اگر رساله‌‌هاي پولس در دسترس او نبوده‌اند طبيعي است كه تعاليم پولس را -كه در شهرهاي گوناگون، پيش از آن زمان تبليغ شده بودند- شنيده باشد. جالب است بدانيم آنقدر به خاطر محتواي اين رساله در تاريخ آن اختلاف شده است كه برخي تاريخ نگارش آن را اوائل قرن دوم دانسته‌اند.

  اين رساله به جاي اينكه شخص يا گروه خاصي را مخاطب خود قرار دهد تمام جامعه مسيحي را مخاطب خود قرار داده و به اين علت از رسالات عمومي محسوب مي‌شود.

آيه اول اين كتاب نويسنده را يعقوب معرفي مي‌كند و مخاطب را 12 سبط بني‌اسرائيل معرفي مي‌كند. چرا که حضرت عيسي(ع) هم خودش يك يهودي زاده بود. در ادامه در مورد مشكلات و سختي‌ها صحبت مي‌كند و فرد را به صبر كردن در مشكلات و سختي‌ها دعوت مي‌كند كه اگر كسي در مشكلات صبر نمايد فردي محتاج نخواهد بود. آيات بعدي در مورد ايمان داشتن و عدم شك در ايمان راسخ است. از آيات 9 به بعد در همين باب سخن از فقر و ثروت مادي و وظايف انسان فقير در برابر مشكلات و انسان غني را بيان است.

محض تغییر آب و هوا

ازآدم‌ها بگذر!
دلت را گنده‌تر کن…
ناراحت این نباش که چرا جاده‌ی رفاقت با تو همیشه یک‌طرفه است….
مهم نیست اگر همیشه یک‌طرفه‌ای
شاد باش که چیزی کم نگذاشته‌ای
و بدهکار خودت، رفاقتت و خدایت نیستی

سقف مداراي اهل ايمان

شوکه می‌شوم وقتی بر پاره‌ای کاغذ (1) می‌خوانم علی(ع) در عصر خلافتش (656ـ661م) یهودیان بابل را آزادی می‌بخشد و تشکیلات رأسُ‌الجالوت به رهبری «بوشنای» و مرکز گائونیم(حوزۀ علمیۀ یهود) به رهبری «ماژ اسحاق» را رسماً می‌پذیرد.

رفتار انسانی توأم با مدارای مسلمانان عصر حضور با جامعۀ دگر دینان را که می‌نگرم بر رفتار بی‌مهر برخی مسلمانان حسرت می‌خورم که چگونه «ما» را به «من» می‌آویزند و من را از خود دور؟!

یهودیان مقیم کشورهای اروپایی در فاصلۀ قرون وسطی در اماکنی متمایز به دیواره های بلند به نام «گِتّو» می‌زیستند و چنین تحقیرآمیز با دگران معاشرت داشتند؛ اما همان زمان هم‌کیشان یهودی‌شان در سایۀ دولت اسلامی اندلس حتی به مقامات بلند اجتماعی نیز می‌رسیدند.(2)

جای تأمل دارد که ادیان توحیدی چگونه از هم پاشانده شدند و آن که سودبرنده از این جدایی است که بود / کیست؟ این جزایر دینی چرا شب‌های آرام ندارند؟ و ....


 (1) انتظار مسیحا در آیین یهود، جولیوس گرینستون، ترجمۀ حسین توفیقی، ص14.

(2) و در پاره ای دگر می نگرم که فردی به نام «یوسف ناسی» در دربار پادشاه عثمانی چنان به اوج رسید که سلطان عثمانی وی را به امارت بخشی از فلسطین گذارد. نگر: یهودیت، عبدالرحیم سلیمانی‌اردستانی، ص284.

سلام دوستان

روز و روزگارتان خوش. ايشالله سال خوب و شادي و نكويي رو آغاز كرده باشين. و غم و مشكلاتتون با سيزده بدر ، بدر شده باشه. 

التماس دعا

تدبیرگرایی

 

تدبيرگرايي يک نظام الاهياتي داراي خاستگاهي در ميان جنبش برادران پلايموس در ايرلند و انگلستان در اواخر قرن نوزدهم مي‌باشد. بنيانگذار اين نظام، جان نلسون داربي( 1800-82 )، يکي از بنيانگذاران جنبش برادران بود. تدبيرگرايي به مثابه واکنشي در برابر کليساي انگلستان بوجود آمد و به شدت ديدگاه پساهزاره‌گرايي را حفظ نمود.

تعاليم  تدبيرگرا در مورد پيشگويي که به خصوص ناشي از تأثير کتاب مقدس مرجع اسکوفيلد در سال 1909 و اصلاحات بعدي آن بود، به طور وسيع در کانادا و ايالات متحده آمريکا گسترش يافت. امروزه به‌مراتب تدبيرگرايي برجسته‌ترين شکل هزاره‌گرايي است. تدبيرگرايي به طور رسمي در مؤسسه کتاب مقدس مودي( شيکاگو )، حوزه علميه دالاس و طبق يک برآورد در دويست مؤسسه کتاب مقدس در آمريکا تدريس مي‌شود. تدبيرگرايي به مثابه دوره زماني تعريف مي‌شود که طي آن انسان از حيث فرمانبرداري‌اش به وحي خاصي از اراده خدا آزموده مي‌شود. در هر يک از اين دوره‌ها، يک وحي متمايز از اراده خدا نمايان مي‌شود و فرمانبرداري بشر به خدا را مي‌آزمايد.

سه پيش فرض انتقادي نظام تدبيرگرايي :

1. تمايز بين اسرائيل و کليسا: طبق نظر تدبيرگرايي، در تمام دوره‌ها خدا دو هدف متمايز را پيگيري مي‌کند: يکي با اهداف و قومي زميني که قوم يهود است ارتباط مي‌يابد و ديگري با اهداف و قومي آسماني که کليساي مسيحي است ارتباط مي‌يابد. کليسا در عهد قديم پيش بيني نشده است و بنابراين پرانتزي در برنامه پيش‌گويي شده خدا براي اسرائيل ايجاد مي‌کند. در آينده تمايز ميان يهود و غيريهود دوباره محقق خواهد شد و تا ابدالآباد ادامه خوهاد يافت.

2. تحقق حقيقي پيش‌گويي کتاب مقدس: نويسنگان تدبيرگرا استدلال مي‌کنند عهد قديم دربردارنده بسياري از وعده‌هايي است که خدا در يک سلطنت زميني براي اسرائيل محقق خواهد ساخت. اين وعده‌ها بايد به طور حقيقي تحقق يافته باشند. وعده اصلي به ابراهبم اين بود که سرزمين کنعان به مثابه يک دارايي هميشگي به فرزندان واقعي ابراهيم داده خواهد شد. پيمان داوودي شامل اين وعده است که فرزند داوود( مسيح ) بر تمام اسرائيل از قلمرو سلطنت داوود به عبارت ديگر از اورشليم حکمراني خواهد نمود. پيمان جديد ارميا:31 :31- 34 اگرچه دربرگيرنده خصوصياتي است که همچنين مربوط به مؤمنان معاصر دوره کليسا‌است ولي اساساً پيماني براي اسرائيل است. فراز‌هاي بسيار زيادي در مزامير و انبيا به اين معني تفسير مي‌شوند که بني‌اسرائيل در سرزمين کنعان تحت حکومت کامل مسيح دوباره جمع خواهند شد. اين وعده‌ها به طور حقيقي طي سلطنت هزاره مسيح تحقق خواهند يافت. به همان ترتيب بسياري از کتب دانيال و مکاشفه نيز در انتظار تحققي واقع‌گرا در هزاره آينده مي‌باشند.

3. تجلي عظمت خدا به مثابه هدف تاريخي: با وجود اينکه تدبيرگرايان پذيرفتند که فيض به‌تنهايي به‌واسطه عمل مسيح در طي تاريخ بشر را با خدا آشتي نمي‌دهد و برنامه معنويت و نجات خدا تنها هدف نيست بلکه يکي از اهداف خدا‌است که در برنامه کامل ستايش خود آن را به کار مي‌گيرد. پس نه نجات بلکه تجلي عظمت خدا موضوع اصلي و هدف بزرگ عمل او در تاريخ بشر در هر يک از تدبيرها‌است.