چرا غزل‌واره‌های عهد قدیم در قرآن نيست؟

«ای محبوبۀ من! لب‌های تو عسل را می‌چکاند. زیرِ زبان تو، عسل و شیر است و بوی لباسَت، مثل بوی لبنان است»؛ (غزل غزل‌های سلیمان 4:7)

تطبیقی می‌خواستم از غزل‌واره‌های کتاب مقدس عبري(عهد قدیم) با قرآنِ خودمان، و اینکه چرا در قرآن، توجهی به غزل‌ورزی(مغازله) نشده است! آیا لازم نبوده، یا قرآن مسأله‌اش ورای این دست گفته‌هاست و یا اینکه اصلاً شأن قرآن بالاتر از این‌فرو دست! است؟

گرچه غزل غزل‌های سلیمان، صرفا حكمتي بشري‌ و منسوب بحضرتش است؛ اما در اوراق مقدس ایشان هست و نيز قانوني. و این نسیمِ عشق، بر لبان و ذهنِ قاری آن، مدام می‌نشیند که آری! سلیمان نبی نیز دور از مغازله نیست و آتش عشق را حرمت می‌نهد و اِبا ندارد برای جنس مخالفش عاشقانه‌ای بسازد و بر خداوند دلِ ناآرام‌اَش فریادی کند:

«مرا به قرص‌های کشمش تقویت دهید؛ زیرا من از عشق بیمار هستم»(همان، 2: 3) یا در فصل 4، آیه7 غزل ‌کند: «ای محبوبۀ من! تمامیِ تو زیباست، در تو عیبی نیست»

 گرچه برخی حکایت عاشقانه از نبی اسلام(ص) نیز هست که آن‌‌بزرگ، از عشق مفرط‌اَش به خدیجه(س) و بعد فراق یار، بر دوستانِ یار، پاره گوشتی از گوسفندانی هدیه می‌فرستاد.

و نیز علی(ع) دربارۀ بانوی نور و بعد فراق او می‌فرماید: هرگاه به منزل وارد می‌شدم، تا چشمم بر صورت و چهرۀ فاطمه(س) می‌افتاد، تمام غصه‌ها فراموشم می‌شد.

یا این دو بیت شعر که منسوب به امام حسین(ع) است:

«لعمرک أننی لأُحبُ داراً *** تکون بها سکینه و رباب»

أحبهماا و ابذل جُلّ مالی *** و لیس لعاتبٍ فیَّ عتاب»

این نمونه‌ها با اندی تتبع، پیداشدنی است و کاش کسی گِردشان آورد؛ اما قاعده نیست و در میان علما و بزرگان، گفتنش نه مرسوم است و نه ممدوح.

 

فرقه دونمه

فرقه دونمه

نام فرقه دونْمَهْ به تركى استانبولى به معناى مبدل شده است. در بعضى اوقات به آنان رجوعيون به معناي رجعت و بازگشت، و همچنين شبتین مى گویند كه به شبتاى صبى مؤسس گروهشان نسبت داده مى شود.اصطلاحاً گروهي مهاجر كه در مناطق نزديك قلمرو عثماني ساكن شدند در تضعيف امپراطوري عثماني نقش مهمي داشتند.

شبتاي صبي

شبتاي صبي درسال 1626 ميلادي، در بنادر غربي عثماني (ازمير تركيه) متولد شد؛ از دوران كودكي به مطالعات مذهبي پرداخت و در مكتب خاخام اسحاق دايا شركت داشت. او در جواني كتابهاي تورات و تلمود را به خوبي فراگرفته و در تفسير اشاري مهارت يافت. و در نهايت فرقه اي از يهوديان مخفي را در جهان اسلام بنيان نهادند که «دونمه» يعني  برگشته و جديدالاسلام ناميده مي شوند. برخي يهوديان اروپا و ترکيه و خاورميانه دعوتش را پذيرفته و گروه بي شماري نزد او گرد آمدند. منابع يهودي مکتب جديدالاسلامي شبتاي را «ارتداد رازگونه» مي خوانند؛ يعني آن گونه ارتداد از دين يهود که راز و رمزي در آن نهفته است.

شبتاي که خود را نخستين فرزند خدا مي ناميد، گفت در سال 1666 قيام خواهد کرد ولي توسط  پادشاه عثماني دستگير مي شود و از او خواسته مي‌شود كه براي ادعاي پيامبري خود معجزه‌اي بياورد و در غير اينصورت يا مسلمان شود و يا كشته خواهد شد. بدين ترتيب اومسلمان مي‌شود. وي پس از پذيرفتن اسلام، نام خود را به محمد افندي تغيير داده و با يک بانوي مسلمان ازدواج کرد. و منصب رياست حاجبان و دربانيان كاخ را در دست گرفت.

 وي همچنين بسياري از پيروان خود را به پذيرش اسلام ترغيب نمود، ولي باز هم بسياري از يهوديان او را مسيحا مي دانستند. آنان در توجيه اين مس‍ئله مي گفتند که تنها شبحي از شبتاي مسلمان شده و خود او براي يافتن ده قبيله گم شده بني اسرائيل به آسمان رفته است و به زودي ظهور خواهد کرد. يکي از فعالان اين مرام مي گفت : همان گونه که موسي در کاخ فرعون پرورش يافت ، لازم بود که مسيحا در کاخ سلطان عثمان بماند تا بتواند نفوس گم گشته اسلام را نيز نجات دهد. وي فرقه اي پديد آورد که اعضاي آن به رسم مسلمانان عمامه بر سر گذاشته، پيرو آداب اسلامي شدند و به بازگشت سريع شبتاي به عنوان منجي حقيقي بني اسرائيل اميدوار ماندند.

شبتاي صبي پس از اعلام مسلماني زندگي دوگانه اي در پيش گرفت. او در ظاهر مناسک اسلامي را انجام مي داد ولي در خفا يهودي بود. او در رأس فرقه اي از يهوديان مخفي جاي داشت که به تأسي از او به اسلام گرويده بودند. دائرة المعارف يهود مي نويسد: «همگي آنان يهوديان پنهاني بودند که به مثابه يک گروه جنگجويان مخفي عليه خليفه عمل مي کردند.» وي  در مراسم پنهاني فرقه حضور مي يافت و نمايندگان و سخنگويان اصلي او رسما يهودي بودند. شبتاي صبي، که مورد علاقه و لطف سلطان بود، با فرقه هاي دراويش مسلمان عثماني نيز رابطه داشت؛ با تلاش او و اعضاي فرقه اش آداب و عقايد جديدي در ميان برخي از فرقه هاي دراويش شکل گرفت که آميخته اي از تصوف سنتي اسلامي و عقايد و مناسک يهودي بود. پس از مدتي راز تکاپوي فرقه شبتاي آشکار شد و در اوت 1672 شبتاي صبي و برخي از پيروانش به دليل ترويج هرزگي جنسي در ميان مسلمانان دستگير شدند. در ژانويه 1673، احمد کوپرولو شبتاي و سران فرقه اش را به منطقه دولسينو در آلباني تبعيد کرد. در دوران تبعيد شبتاي نيز پيروان او در کسوت مسلمانان به زيارتش مي رفتند. مرگ شبتاي صبي به سال 1676 اتفاق افتاد و برادرش اتباع او را دور خود جمع کرد. پس از آن ، اتباع اين فرقه در ظاهر به سنن اسلامي و در باطن به سنن يهودي عمل مي کردند.

عقايد فرقه دونمه

مهمترين عقايد فرقه دونمه در آيين‌نامه‌اي با 18 ماده توسط شبتاي تنظيم شده كه بر اساس آن پيروان فرقه مي‌بايست عادات و رسوم تركان را رعايت مي‌كردند تا موجب معطوف شدنشان به فرقه را مانع مي‌شدند همچنين نسبت به روزه گرفتن ماه رمضان و قرباني كردن سختي نگيرند و اعمالي را كه بايد در انزار عمومي انجام گيرد، رعايت كنند. همچنين ازدواج با مسلمانان نزد پيروان فرقه دونمه ممنوع بود. پيروان فرقه نه تنها با متمايز بودن بودن عقايدشان بلكه نشانه‌هاي ظاهري ديگري هم داشتند كه آنها را از ديگران متمايز مي‌كرد؛ مثل زيورآلات و كفشهاي زردرنگ زنان، كلاههاي پشمين سفيد مردان با شال هاي سبز رنگ به دورشان. همچنين به غسل اهميت نمي‌دادند. و در واقع طبق ماده ا6 آيين‌نامه عمل مي‌كردند.مناسک فرقه شبتاي آميخته با هرزگي جنسي بود.

چگونگي گسترش دونمه

دونمه نتايج مخرب و زيان‌‌باري براي اسلام به بار آورد و نقش بسيار مهمي در نابودسازي ارزش‌هاي اسلامي و به انحطاط كشانيدن اخلاق و رفتارهاي فردي مسلمانان، از قبيل واداركردن جوانان به تقليد از خلق و خوي غربي‌ها داشته است و همچنين بها دادن به افكار الحادي و گسترش سازمان‌هاي فراماسونري و ايجاد هرج و مرج، و نيز بي‌ارزش جلوه دادن هويت ملي «ميهني» بطور يقين از ترفندها و توطئه‌هاي دونمه مي‌باشد.اولين چيزي كه از سوي دونمه‌ها مورد حمله قرار گرفت حجاب زن مسلمان بوده تا او را به سوي آزادي دعوت كند. وضيعت مطبوعات تركيه نيز تحت تأثير اين توطئه‌ها بوده است. به نظر ناتان غزه‌اي گروش شبتاي به اسلام انجام يک «مأموريت» (رسالت) جديد است و هدف از آن «برافروختن اخگر مقدس در ميان کفار (مسلمانان) است».

 

سخن مارتین لوتر کینگ

اگر شخصی رفتگر نامیده می شود باید همانگونه خیابانها و معابر را جارو کند که میکل آنژ نقاشی می کرد و شکسپیر شعر می سرود. او باید آنگونه خیابانها را جارو کند که تمامی موجودات زمینی و آسمانی مکثی کنند و بگویند اینجا رفتگری کار می کند که کارش را خوب انجام می دهد.
مارتین لوتر کینگ