کینتوزیِ سیاسی
جامعه شناسی کینه را بخوانید که متاسفانه عام البلوی شده است.
کینتوزی، ترکیبی از هیجانات مرتبط باهم؛ شامل رنجش، ناخوشایندی، نفرت، خصومت، خشم درونمانده، و ترس است که پس از توجه به یک تخطی بهوجودمیآید. این هیجان فروخفته، ریشه در ناتوانی فرد درقبال انواع ضعفها، محرومیتها، حرمانها و کمبودهای روانی ذهنی پدید میآید. اما نقطۀ مقابل کینتوزی، احساس بخشش(عفو) است که به معنی مهار یا ممانعت از هیجانات کینهتوزانه و از طریق تجربۀ هیجانات مثبت و مبتنی بر محبت در هنگام یادآوری خطای شخص مقابل بهوجودمیآید.
خاستگاه کینتوزی، ساحت روان بشر است و دامنۀ اثرات کژش به فراخور جایگاه هر فرد در جامعه متفاوت است. اگر کینتوزی در نهاد یک سیاستمدار نهادینه شود، دیر یا زود باید منتظر اتفاقات نابهنگام و خرابکارانه بود. کینتوزی در ساحت سیاست، یعنی تخریب تدریجی درخت فرهنگ، تنۀ جامعه و تنِ جماعت. کینتوزی چهبسا یک آدم اخلاقی را نیز در گرداب خود فروبرد.این بیماری در این فرد اخیر، البته با دعویهای شتابزده و گاه تعصبآلود مبنی بر "صادق"بودن همراه است که زادۀ ناتوانی وی است.
کینتوزی به لحاظ اجتماعی، ریز و درشت، محروم و نامحروم نمیشناسد. همیشه یک کینتوزی خزنده در بطن جامعه ریشه میدواند و بیشتر آنانی را مبتلا میکند که شخصیت غنی و پرمایه ندارند، آنان که پوچی درون را با جایگاه اجتماعیشان پر میکنند.
در جوامع سیاسی که رقابتمحور هستند، کینتوزی البته بیشتر نمود دارد. در ساختار عاطفیِ کینتوزی،ما به مسئلۀ"من" و "تو"برمیخوریم. همۀ احساسهای مربوط به کینتوزی، مستلزم کنشهای بینالأذهانی فعالانه یا منفعلانۀ «مقایسهکردنِ» خود با دیگران است. این مقایسه، تأثیر عمیقی بر سرشت و سرنوشت جامعه خواهد گذارد. جامعهای که از همهسو، گرفتار رقابت، همچشمیِجناحی و شقاق و چنددستگی است، بستر مناسبی برای روییدن علفهای هزر کینتوزی و عقده گشایی است.
صورتهای اولیۀ کینتوزی، انتقامجویی، بغض، رشکورزی، بدسگالی و سوء نیت است. این بغض، خشم سرکوفتهای از فعالیت "من" است که بهطرزی مبهم اما فعالانه در پستوی ذهن میخلد و میجنبد تا فرصت ظهور پیدا کند.
بنابراین، کینتوز کسی است که به لحاظ عاطفی، نه آزادانه ترازهای اجتماعی متفاوت را میپذیرد و نه با اشخاص پایگاههایفرادست کنار میآید. او "من"اَش هنوز "ما" نشده است!
اهم مناشیِ کینتوزی:
1. انتقام
عطش انتقام مهمترین منشأ کینتوزی است. انتقام چگونه شکل میگیرد؟ اگر در قبال ضربۀ کسی، فرد واکنش آتی نشان دهد؛ یعنی غضب کند و پاسخ وی را بدهد، این حالتی عادی از انتقام است؛ اما اگر بیآنکه وی را قلباً ببخشد، فعلاً دندان روی جگر بگذارد، این وقفهانداختن، آغاز نقشۀانتقامگیرنده است. این وقفه، معلول تأمل انتقامجو در این نکته است که واکنش آنی، فعلاً به شکست خواهد انجامید و این زمان بگذار تا وقت دگر!
2. ناتوانی درون
کینتوزی هیچگاه نمیتواند بدون وساطت "عجز" فرصت ظهور پیدا کند. در مورد انتقام دیدیم که انتقامجو از آنرو فرصت پاسخ را به تأخیر میاندازد که درحقیقت، عاجز از پاسخ بهنگام است.زینرودر سنت دین اسلام، "غیبت" تلاش عاجز خوانده شده است[1]و به لحاظ روانی، شکلی خوددرمانی برای ناتوانان است.
کینتوز تاب تحمل بهتران را ندارد و توفیقات آنها مایۀ رنجش او میشود. کینتوز عاجز از تمکین در برابر ارزشهای والاتر دیگران است.
3. احساس صادقبودن
احساس "برحقبودن"ویژۀ برترخواهان است، و لانه در جان مُکنتداران مال، زور و فروشندگان اطلاعات دینی دارد. اگر میل انتقام دایماًارضاناشده باقی بماند و بویژه اگر احساس برحق بودن در قالب ایدۀ "وظیفۀ دینی" تشدید شود، فرد ممکن است حتی جانش را فدای آن بهشت خیالی کند. برای تجار دین، بهشت از آنرو بهشت است که میتوان از آنجا به تماشای اهل دوزخ و عذاب نشست!
چه باید کرد؟
قیام عفو در قامت سیاست
قرآن کریم میفرماید: «بشتابید بسوی مغفرت پروردگار خود و بهشتی که ... برای پرهیزگاران آماده است، پرهیزگارانی که ... از بدی مردم درگذرند ....»؛[2]و خطاب به پیامبر اسلام(ص) فرمود:
به سبب رحمت خداست كه تو با آنها اينچنين خوشخوى و مهربان هستى. اگر تندخو و سخت دل می بودى از گرد تو پراكنده می شدند. پس بر آنها ببخشاى و برايشان آمرزش بخواه و در كارها با ايشان مشورت كن ... .»[3]
در سنت اسلام، زیبایی (و در تعبیری دیگر رأسِ) سیاست، عبارت است از: عدالت در فرمانروایی و بخشش به هنگام قدرت.[4]امیرالمؤمنین علی(ع) فرمود: «حین قدرت، بخشنده باش!»[5]آری! رأسسیاست، سیاستِ مدارا است.[6]گرچه رفق، مقصد این نوشتار نیست؛ اما برای نکو اندیشان بسی حیاتی است. رسول مهر(ص) فرمود: «اگر "مهربانی" صورتی مادی به خود میگرفت، هیچ مخلوقی نیک و زیباتر از او نبود.»[7]مهمترین آفت قدرت سیاسی، غرور است که احساس عزت و تواضع به فرودست را از حاکم میستاند، و چهرۀ وی را نازیبا و جان وی را سرشار از کینه میکند.
سیاستمدار راستکردارِ شیعه، در بزنگاه تصمیمات مهم کشوری، پیرویِ امام صادق(ع)ی است که فرمود: «بخشش ستمکاران، خوی ما است.»[8]همچنانکه سیرۀ جدّ نکوخلقاَش هم بود. حضرت محمد(ص) در فتح مکه همه دشمنانش را بخشید.[9] این رفتار ایشان به عنوان فرماندۀ سپاه اسلام، بهویژه برای مدیرانی که به سمتی کلان در کشور میرسند، شایسته دقت نظر بیشتر است. پیامبر(ص) با وجود ناملایمات فراوان مشرکان مکه، پیام اسلام را در رفتار سراسر مِهرش به تصویر کشاند و نقش مهر را بر چشمان منتظر رقیب کینهتوزش مُهر کرد. او کینهتوزی را شرمنده کرد.
آری! مؤمن کینه نمیورزد؛[10]که کینه، مادر عیوب[11]و سبب فتنهانگیزی و اسلحۀ شرارتبار است.[12]
اینجا آسمانه است: زمینهاي برای همدلي پيروان اديان ابراهيمي،