پسر انسان
در عهد جديد، غير از عنوان پسر خدا عنوان ديگري براي حضرت عيسي به کار رفته است که بسيار قابل توجه است. اين عنوان، پسر انسان است. پسر انسان 80بار در انجيل و ملحقات آن آمده که 30مورد آن با حضرت عيسي(ع) قابل تطبيق مي باشد و 50مورد ديگر با نجات دهنده اي که در آخرالزمان ظهور خواهد کرد.
عنوان پسر انسان در عهد قديم براي مسيح موعود يهوديان به کار رفته است. ميزان کاربرد دو عنوان پسر خدا و پسر انسان در همه جاي عهد جديد يکنواخت نيست.اگر اين کتاب را بر اساس زمان نگارش مرتب کنيم، مي بينيم عنوان پسر خدا که ابتدا در رساله هاي پولس به کار رفته، در طي زمان بيشتر جا افتاده است، تا اينکه در زمان يوحنا به حد بالايي مي رسد و عنوان پسر انسان که پولس از آن استفاده نکرده است، سير معکوس داشته و با مرور زمان حذف مي شده است.
واژه پسر انسان توسط خود عيسي اغلب در اناجيل به کار رفته است. چون محوريت موجود در سنت انجيلي کاربرد پسر انسان است عجيب نيست که از بحث انگيزترين عبارات عهد جديد همين پسر انسان است. يک ديدگاه در مسيحيت وجود دارد که مي گويد پسر انسان خود عيسي است ولي نظر متداول درک وي به عنوان ناجي در دوره عيسي مسيح است.
خود عهد جديد کوچکترين اشاره اي به معني پسر انسان نمي کند و پيش از آن نيز در عهد جديد مدرکي براي کاربرد شکل يا صورت ذهني پسر انسان وجود ندارد. در ترجمه سبعينيه يوناني پسر انسان در صورتي مشخص شبيه به اصل عبري آن يعني ((بن آدام)) آمده است، که معني کلي مترادف بودن انسان با موجد بشري را اينجا انتقال مي دهد. شکل يوناني پسر انسان در آرامي ريشه دارد.
عبارت پسر انسان به ما نمي گويد عيسي هست بلکه در مقابل ، آن عيسي است که به ما مي گويد پسر انسان است. بنابراين معقول است فرض کنيم استعمال اين عبارت در اناجيل در روشي ريشه دارد که عيسي در آن از خودش صحبت مي کند.
*در کتاب مقدس عبري، خدا که خالق جهان و انسان استف در قياس با يک صنعتگر توصيف مي شود. در واقع کتاب مقدس عبري غالباً از قوم اسرائيل با عنوان پسران خدا اشاره مي کند. مسيحيت با تصور يهودي از خدا به عنوان صنعتگر و نه زايشگر آغاز کرد. عيسي به عنوان مسيحاي موعود بنا به نخستين گزارش مربوط به زندگي او همچون هر بشر ديگري متولد شد نه اينکه مولود خدا باشد. اعتقاد به تثليث بر اين فرض استوار بود که ميان سه عضو تثليث تمايز علي و معلولي وجود دارد، پدر پديد نيامده است، پسر از پدر پديد آمده است و روح القدس از پدر به واسطه پسر يا از هر دو، هم پدر و هم پسر، پديد آمده يا صادر شده است. مهم ترين اصل الاهياتي مسيحيت کنوني، تثليث است. تثليث شامل سه اقنوم پدر، پسر و روح القدس ميباشد. رابطه پسر انسان و پسر خدا با تثليث اينست که ابتدا زماني که صحبت از تثليث در ميان نبوده عبارت پسر انسان بوده و بعد ها جاي خود را به پسر خدا داده و اين پسر خدا به عنوان اقنوم دوم تثليث مطرح شده است و در رتبه با دو اقنوم ديگر خدا و روح القدس يکي است.
در واقع سه اقنوم خداي واحد مسيحي را شکل ميدهند که از لحاظ رتبه و برتري و مساوي بوده و در قدرت و جلال يکسانند. هرچند گاهي به اختلاف لفظي و يا حتي اختلاف رتبهاي اين سه اقنوم هم نظر دادهاند. درواقع يک مساوي سه و سه مساوي يک.
با نگاه به : The Oxford companion to the Bible و The International Standard Bible Encyclopedia
اینجا آسمانه است: زمینهاي برای همدلي پيروان اديان ابراهيمي،