الهی...

بارمعبودا تنهایی هایم را با یاران خودت پر کن و ذکر خودت را همواره بر دلم الهام کن.
چونان کن که با غیر تو انس نگیرم.
دلم به دوری از تو خوشتر است تا با وصال غیر تو.
بار معبودا همه دلم را از شوق وصالت لبریز کن چونان که دلبستگی به دنیا در دلم ریشه ندواند.
خدایا مرا به مرگ مشتاق کن چرا که دلم برای دیدارت بال بال می زند.
ای زیبای من، مرا با اهل دنیا کاری نیست. هر آنچه از دنیا به دست آورده ام را به اهل دنیا می سپارم و تنها به امید ملاقات تو به استقبال مرگ می روم.
ای بهترین بهترین ها، دنیایت را فقط و فقط برای مناجات های با خودت، برای قرآن خواندن هایش و برای با یارهای تو بودن هایش دوست دارم.
خودت بهتر می دانی که اگر یاد تو از دنیایم برود هیچ لذتی برایم باقی نمی ماند

گزارشی از کتاب جامع الهیات نوشته توماس آکویناس

جناب دکتر نصرتیان فرمودند، این لینـــــک را بنده در وب بگذارم. مزید توفیقات ایشان و خوانندگان محترم، آرزوی ماست. دوستان از مطالعاتشان بقیه را دریغ نفرمایند. همچنان مخلصیم.(این پست رو آقای قاسمی گذاشته بود. به دلیل این که سایت مشکل پیدا کرده بود دوباره گذاشتم)

راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش

ه دوستی می‌گفت اخیراً تو یه جلسة خواستگاری شرکت کرده و بعد از 4 جلسه صحبت با دختر خانم که طبق توافق طرفین مبتنی بر صداقت و رسیدن به درک متقابل بوده، به توافق‌های بسیاری هم رسیده‌اند؛ اما به یکباره با سیلی از سؤالات از سوی خانوادة دخترخانم مواجه شده که مثلاً شما پول رهن خانه، هزینة زندگی، هزینة جشن ازدواج، خرید لباس عروس و ... را از کجا می‌خواهی تأمین کنی؟! حال شاید بگویید ربط این مطلب به آسمانه چیست؟!!

در جایی می‌خواندم که مارتین لوتر، متفکر میسحی، می‌گوید: «همه‌چیز به ایمان بستگی دارد. کسی که ایمان ندارد مانند شخصی است که می‌خواهد از دریا عبور کند، اما چنان می‌ترسد که حتی نمی‌تواند به کشتی اعتماد کند به همین جهت همان‌جا که هست می‌ماند و هرگز نجات نمی‌یابد زیرا آنقدر اعتماد ندارد که به کشتی سوار شود و از دریا عبور کند». او می‌گوید: «ایمان فقط این نیست که به درستی به چیزی اعتقاد داشته باشیم، بلکه این است که حاضر باشیم بر اساس این ایمان عمل کنیم و به آن اعتماد کنیم» شاید بر این مبنا بتوان گفت لوتر می‌گوید ایمان این نیست که باور داشته باشیم خدا وجود دارد بلکه ایمان یعنی اعتماد به خدا و وعده‌هایش و به عبارت دیگر، با توجه به مثال خودش، باور به وجود کشتی هیچ کمکی به فرد غریق نمی‌کند بلکه آنچه به او کمک می‌کند اعتماد به کشتی و سوار شدن به آن است.(مک‌گراث، آلیستر، ترجمة عیسی دیباج، انتشارات کتاب روشن، 1385،ص165.)

به نظر می‌رسد سخن این متفکر مسیحی از نظر اسلام هم مورد قبول باشد و شواهدی از قرآن هم بتوان بر آن اقامه کرد. مثلاً آنجا که بعد از بیان ماجرای نبرد حضرت داود و جالوت که در آن گروهی اندک با توکل بر یاری خدا به گروهی کثیر از دشمنان پیروز می‌شوند بیان می‌کند «کم من فئة قلیلة، غلبت فئة کثیرهً بإذن الله» و یا زمانی که ماجرای حضرت یوسف را با جزئیات بیان می‌کند، در مقام بیان نتیجة داستان می‌گوید «أن من یتق و یصبر فإن الله لا یضیع أجر المحسنین» این مطلب و مطالب بسیار دیگر که در قرآن بیان شده را می‌توان شاهدی بر این مطلب دانست که کارکر اصلی دین زمانی خود را ظاهر می‌سازد که چنان که آن متفکر مسیحی می‌گفت به خدا اعتماد کنیم تا او ما را از خوف و حزن برهاند. شاید بتوان گفت اگر ما به رغم دیندار بودند هنوز هم خوف و حزن داریم بد نیست که خود را «دینداران بدون خدا» بدانیم.

راستی یادم رفت بگویم آن دوست عاشق پیشة ما در پاسخ به آن سؤالات چند جمله گفت که مضمون آنها این بود: ما برای زندگی روی هیکل ورزشکاری خدا حساب کرده‌ایم نه پول داخل جیبمان.