معرفي کتاب انتظار مسيحا در آيين يهود
نویسنده:Julius H.Greenstone
ترجمه: استاد حسین توفیقی.
انتشارات:دانشگاه ادیان و مذاهب.
این کتاب باعنوان انتظار مسیحا در آیین یهود ترجمه شده است.
کتاب مذکور شامل هفت فصل است. در ادامه اکنون بصورت بسیار خلاصه به محتوای هر کدام از فصول اشاره میشود (طبیعی است فصول اول با شرح بیشتری بیان شده تا مطلب شکل بگیرد و فصول بعد با اختصار بیشتری بررسی شدهاست).
«فصل اول: مسیحا در کتاب مقدس» در این فصل اندیشة اعتقاد به مسیحا، از لحاظ ماهیت یهودی دانسته شده و بيان شده یهودیان برخلاف سایر اقوام که معمولاً شادکامی و شکوهشان را درگذشته مییابند، کامیابی و فضیلت را نه در دوران طلائی گذشته بلکه در آینده میجویند و برای این سخن، به فرازي کتاب ایوب باب 8 آیه 7 استناد میکنند که چنین بیان میکند :«اگرچه ابتدایت صغیر بود عاقبت تو بسیار رفیع میگردد». نویسنده برای اثبات سخن خود فقط به این آیه بسنده نمیکند و توجیهات روانشناسی جالبی را نیز ارائه میکند. او میگوید هیچ پیروزی شکوهمند و کشور گشایی غرور آفرینی،آغازگر زندگی جمعی یهود نیست و هرچه هست آوارگی در کشورهای بیگانه است و این بسیار طبیعی است که قومی با این گذشتۀ تیره در انتظار آیندۀ بهتری باشد و پایان و رنجهای خود را در آن بجوید. مؤلف حتی اصرار مردم به سموئیل برای نصب یک پادشاه را ناشی از این حالت روانی میداند و بیان میکند «تنها با انتخاب داود به پاشاهی بود که آرزوی قوم برای قیام یک منجی کاملا برآورده شد تا آنجا که برخی انبیاء و حکما همو را مسیحا میدانستند». دراین زمان یک اعتقاد همگانی بوجود آمد که رفاه و آسایشی که به دست داود بهوجود آمده تا ابد خواهد ماند تا جائیکه نهتنها ناتان نبی در کتاب دوم سموئیل باب 7 آیات 12-16 به این اعتقاد اشاره میکند بلکه خود داود نیز آن را به پسرش سلیمان بشارت میدهد.(کتاب اول پادشاهان 4:2) نکته مهمی که مؤلف اشاره میکند این است که آرمان یهودیان در زمان داود و سلیمان از گرایشی مادی به رهایی از دشمنان ستمگر تحول یافت و به آرزو و امید برپایی یک حکومت ملی پابرجا و مبتنی بر اصول اخلاقی خالص و آرمانی والا مبدل گردید؛ ولی با دوتکه شدن حکومت بنیاسرائیل پس از سلیمان،آرزوی حکومتی ملی با اوصاف مذکور همچنان در دل یهودیان باقی ماند؛از طرف دیگر، انبیائی که قیام کردند نهتنها آتش شوق را روشن نگهداشتند بلکه آن را توسعه نیز دادند.نویسنده در ادامه این فصل شواهدی از میان سخنان انبیاء بر این مدعای خود میآورد.
«فصل دوم: مسیحا پس از جلای بابل» نويسنده پس از تحليل اين دوره بیان میکند در دوره پس از اسارت پادشاه ازجایگاه خود تنزل یافته بود و کاهن حاکم صوری قوم بود در حالیکه سوفر یعنی کاتب که شریعت را میدانست قدرت حقیقی بود و سرنوشت دولت نوبنیاد را در دست داشت . در همین دوره بود که عزرا ظهور کرد و شروع به تدوین کتاب مقدس و شریعت کرد. مؤلف معتقد است از آن پس و بر مبنای پیشگویی ملاکی نبی در جامعۀ بنی اسرائیل بهجای اهل رؤیا،"کاتب"،بهجای پیشگویی،"شریعت"، بهجای وعظ ومکاشفه "تفسیرشریعت" را مشاهده میکنیم؛به عبارت دیگر عمل به شریعت شرط تحقق آرمان مسیحایی شد. در ادامه نویسنده به ارتباط اعتقاد به مسیحا و رستاخیز و ارتباط این دو با عمل به ظرایف شریعت میپردازد.
«فصل سوم:مسیحا در تلمود» در این فصل درباره تلمود،بخشها و پیچیدگیهای آن سخن به میان آمده است. چیزی که مؤلف به آن اشاره میکند «قوت گرفتن آرمان مسیحایی پس از ویرانی دوم اورشلیم» است. او معتقد است که این آرمان باید در این مرحله از تاریخ به اوج خود رسیده باشد. از اینجا به بعد مؤلف شیوه بحث را عوض میکند و معتقد است اگر سخنان ربانیون پیرامون مسیحا نه براساس ترتیب تاریخی بلکه بر اساس تقسیمات موضوعی دستهبندی شود نتیجه بهتری خواهد داشت لذا در ادامه با این روش به آرمان مسیحایی نزد یهودیان میپردازد و به موضوعات زیر اشار میکند: محنتهای مسیحایی،افزایش درد و رنج بنیاسرائیل،استقلال سیاسی ویهودی شدن امتها،اورشلیم آینده،پیمانی برای عمل به شریعت،اعتقاد به رستاخیز،محاسبه تاریخ آمدن مسیحا،منجیان دروغین و درنهایت تأثیر مثبت تصاویر عالی عصر مسیحا در روحیه قوم.
«فصل چهارم مسیحا و طلوع عقلانیت» در این فصل اعتقاد به مسیحا در قرون 5 و6 میلادی مورد بررسی قرار میگیرد این قرون مقارن است با ظهور اسلام. در این زمان اعتقاد به مسیحا نیز به گونهای تحت تأثیر این فضا قرار گرفت که در این فصل به آن پرداخته میشود. آنچه بطور کلی میتوان اشاره کرد این است که به نظر میرسد با وجود شخصیتهایی همچون سعدیابنیوسف و ابنمیمون ودیگرانی که اندیشه فلسفی داشتند،اعتقاد به مسیحا نیز در این دوره به اعتقادی با مبانی فلسفی تبدیل شد(برداشت آزاد).
«فصل پنجم:مسیحا در عرفان قبالا» به نظر میرسد قبالا واکنشی بود که در مقابل افراط در عقلگرایی که در میان یهود ایجاد شد در این دوره اعتقاد به مسیحا دستخوش تغییراتی شد. این دوره به نوعی دوره محنت و سختگیری بر یهودیان محسوب میشدهاست لذا افرادی که به دروغ ادعای مسیحایی میکردند بسیار بودند.آنها همچنین با محاسبات و اعداد که در عرفان قبالا بسیار مهم بودند یا تاریخ ظهور مسیحا را پیشگویی میکردند یا خود را مسیحا معرفی میکردند و افراد بسیاری را گردخود جمع میکردند و هنگامیکه دروغ بودن ادعایشان ثابت میشد پیروانشان به مسیحیت یا اسلام روی میآوردند.
«فصل ششم:مسیحا در تأملات قبالایی» در این فصل بیان شده باظهور لوتر دوره جدیدی از زندگی یهودیان شروع شد. ظهور او و مخالفتهایش باحاکمیت کلیسا، امید به آمدن مسیحا را میان یهودیان بیشتر میکرد. در این دوره نیزمسیحاهای دروغین فراوان یافت میشوند که شرح آنها در کتاب آمده است.
«فصل هفتم:مسیحا در جنبش اصلاحی و صهیونیزم» در این فصل که فصلِ آخر کتاب است مؤلف به اعتقاد به مسیحا در دورهای اشاره میکند که با ترجمه کتاب مقدس توسط مندلسون و از آن مهمتر تشکیل شورای یهودی به فرمان ناپلئون شور و نشاطی میان یهودیانِ خوار و سرکوب شده ایجاد شده بود. در ادامه این فصل اعتقاد به مسیحا در دو گروه اصلاحطلب و صهیونیست مورد بررسی قرار گرفتهاست. این کتاب ضمیمهای نیز دارد که در آن به انتظار مسیحا در میان دعاهای یهود میپردازد مؤلف در این بخش اشاره میکند کاملترین و اصیلترین بیان در باب امید مسیحایی را میتوان در نمازنامههای یهود یافت. و در ادامه بهصورت مفصل به این موضوع میپردازد.
از توجه شما کمال تشکر را دارم.
اینجا آسمانه است: زمینهاي برای همدلي پيروان اديان ابراهيمي،