شنبه دوازدهم اسفند ساعت 10صبح قرار بود جلسه دفاعیة یکی از همکلاسی‌ها با موضوع ترجمة کتاب جامعه‌شناسی دینِ وبر، در سالن شهید صدر دانشگاه ادیان برگذار شود. حدود 10دقیقه مانده به شروع جلسه درحال بالارفتن از پله‌های کتابخانه، دیدم جناب استاد لک‌زایی با سر و وضعی کاملاً آراسته، پیراهنی لیمویی و کت، شلوار و جلیقه‌ای مشکی، شاداب و پرانرژی به سمت سالن شهید صدر در حرکت بود و این یعنی نوید جلسه‌ای خوب و باکلاس! نمی‌دانم این دیر رسیدن من به پایان‌نامه‌های دوستان چه حکایتی است! ولی زمانی وارد شدم که سرکار خانم شجاع دفاعیاتش را آغاز کرده‌بود. ایشان آنقدر عالی و با تسلط سخن می‌گفت که تمام حضار در جلسه را مبهوت و مسحور کرده بود به‌طوری که هیچ دانشجویی در مدت بیست دقیقه‌ایِ سخنرانی که هیچ، تا پایان جلسه دفاع خیال بازکردن و خوردن رانی‌های خوشمزة پذیرایی به‌ذهنش خطور نکرد؛ کار به‌جایی رسید که در پایان جلسه ایشان به کمک مادر محترمشان به‌زحمت دانشجویان متقاعد کردند که از خود پذیرایی کنند! نکته جالب توجه دیگر، نگاه‌های دقیق و سر تکان‌دادن‌های مداوم استاد راهنما در هنگام سخنان دانشجو بود. استاد لک‌زایی چنان به سخنان سرکار گوش می‌دادند که گویی اولین بار است این سخنان را می‌شنوند که به‌نظرم این نشان از حس مسؤلیت‌پذیری و عشق ایشان به کارش بود. در طی سخنان خانم شجاع آموختیم که کتاب جامعه‌شناسی دین مهمترین کتاب وبر است و شاید بتوان گفت که چکیده‌ای آرای او در زمینة جامعه‌شناسی عرضه می‌کند. در این کتاب موضوعاتی چون بررسی اندیشة خدا در ادیان، نقش پیامبر در عقلانی‌کردن دین و تفاوت آن با جادوگر، جماعت‌های دینی و نحوة شکل‌گیری آنها، دین در جوامع غیر مرفه و توصیف طبقة روشنفکران و نقش آن در ادیان مطرح شده است. بعد از پایان سخنان دانشجو استاد داور، دکتر کرمی‌پور، بعد از تأیید آنچه راجع به بیان رسا و گویا دانشجو بیان شد چند دقیقه‌ای کلاس آموزش وبر برگذار کرد و حقاً مطالب مفیدی فرمود که استفاده‌ها کردیم. نکته جالب دیگر این بود که مدیریت جلسه به عهدة استاد صادقنیا، استاد محترم مشاور، بود. ایشان بعد از سخنان استاد داور، شروع به دفاع از دانشجو کرد؛ البته در آخر یادش آمد که باید بعد صحبت دوم دانشجو از او دفاع می‌کرد! که این هم مشکل خاصی نبود و شاید هم به‌سود دانشجو تمام شد. استاد لک‌زایی هم در زمان خود پس از بیان داستان آشنایی‌شان با کتاب جامعه‌شناسیِ وبر و یاد کردن از استاد عزیزشان دکتر مجتبایی، دفاعی جانانه و قاطع از دانشجو کردند و با لبخندی ملیح فرمودند: ما با ترجمة این کار، مترجمی قابل را به جامعة مطالعات ادیان معرفی کردیم.

در کل جلسة خوبی بود. مبارک ایشان باشد.