حجاب و مصادیقش
در کوپه قطار هنگام بازگشت از مشهد مقدس:
الف: اصل در حجاب مستور بودنه
گفتم: کاملاً باهات موافقم به همین دلیل معنی دو چیز رو نمیفهمم: یکی شرکت خواهران محجبه تو مسابقات عجیب و غریب مثل ورزشهای رزمی آن هم در مقابل مردان اجنبی (لااقل در کشورهای خارجی) و افتخار به اینکه با حفظ حجاب تونستن مدال کسب کنن؛ دیگری پافشاری رو برخی مصادیق حجاب، بهطوری که اگه اون مصادیق از حجاب نباشه انگار فرد حجاب نداره؛
ب گفت: منظورت اینه که ماتنو هم میتونه حجاب باشه؟
گفتم: اگه بپذیریم که تو اسلام اصل بر ستر است، پس مانتو هم با شرایطی میتونه یه حجاب کامل باشه.
الف گفت: تو روایات اومده که حضرت زهرا یه لباس بلند شبیه به یه مانتوی بلند میپوشیده و یه مقنعه که تا روی زانوش میومده؛
ب گفت: همة بدبختیها از اون روزی شروع شد که ما مانتو رو بهعنوان حجاب پذیرفتیم از اون روز بود که هر روز تنگتر و کوتاهتر شدن تا اینکه جامعه به این وضع در اومد؛
گفتم: داری اشتباه میکنی. تا اونجایی که من میدونم اسلام همیشه معیار مشخص میکنه و مصادیق رو به فرهنگ دینی جامعه واگذار میکنه. اسلام هیچ حرفی راجع به این نمیزنه که چی بپوشیم اون میگه پوشش باید چطور باشه؛ پس ممکنه کسایی با مانتو یا چادر ملی خیلی بیشتر از کسایی که چادر سنتی استفاده میکنند، با معیارهایِ اسلامی پوشش هماهنگ باشن؛
الف گفت: من بهنظرم نمیرسه گسترش پوششهایی مثل چادر ملی به صلاح باشه
ب گفت: من قصد توهین ندارم ولی خانمم میگه، کسایی از چادر ملی استفاده میکنن که از روی اجبار و اکراه چادر میپوشن.
(دیگه داشتم خسته میشدم یه نفس عمیق کشیدم و) گفتم: بازم که شما رفتید سراغ مصادیق!!! آقای الف تعریف شما از حجاب حضرت زهرا (س) به چادر نزدیکتر بود یا مانتو؟ پس این چادر سنتی که اینقدر سنگش رو به سینه میزنید از کجا اومد؟ بازم نمیخواید قبول کنید اسلام شکل حجاب رو به فرهنگ دینی جامعه واگذار کرده؟ چادر ملی اگه به بخشی از فرهنگ دینی جامعة ما تبدیل بشه چه مشکلی داره؟ اصلا کی گفته که کسایی که چادر ملی میپوشن مجبوراً؟
ب گفت: اگه چادر دستخوش تغییر بشه دیگه خراب میشه و نمیشه درستش کرد
گفتم: ای بابا باز که حرف خودتو میزنی اصلاً منم تو تیم شما. قبول! نباید چادر سنتی تغییر کنه. ولی شما هم به این سؤال من جواب بدید: واقعاً میشه مردم (به ویژه خانمها) رو مجبور کرد که فقط از یه پوشش استفاده کنن و هر کس هم پوشش دیگهای داشته باشه، بیتوجه به اینکه اون پوشش معیارهای اسلامی رو داره یا نه، به بیحجابی متهمش کرد؟
الف گفت: باید فرهنگسازی کرد (چیزی که از بس شنیدمش و معنیاش رو نفهمیدم دیگه ازش بدم میاد)
گفتم: : بیان کردن تعریفی صحیحی از حجاب و عرضه کردن پوششهای مختلف و متناسب با آن تعریف خودش نوعی فرهنگسازیه. آقای ب به نظرم بدبختی اون روزی که مانتو اومد شروع نشد بدبختی تفکری مثل تفکر شما است که گفت مانتو حجاب اسلامی نیست. همین تفکر بود که مانتوها رو روز بهروز تنگتر و کوتاهتر کرد چون ناخودآگاه تو ذهن جامعه القا کرده بودید کسایی که مانتو میپوشن مذهبی نیستن. اگه همین تفکر شما دربارة چادر ملی یا هرچیزی شبیه به اون ادامه پیدا کنه باز هم نتیجه همون میشه! (البته این آخری رو تو دلم گفتم چون نخواستم بهش بر بخوره)
الف گفت: از بیشتر مراجع دربارة چادر ملی سؤال کردن اونا هم جواب دادن که تغییر شکل و رنگ چادر سنتی به صلاح نیست.
گفتم: من این استفتا رو ندیدم ولی...دیگه حرفی نمیزنم (البته ذهنم همچنان پر از سؤال ماند؟؟؟)
پ ن1. آقای الف یک طلبة محترم بودن و آقای ب یک فرد بازاری و مذهبی.
پ ن 2. تو فرهنگ و خانوادهای که خودم توش بزرگ شدم و با توجه به نوع پوشش مادرم، پوشش سنتی را بیشتر میپسندم ولی با همة این اوصاف فکر میکنم نباید میان مصداق و معیار پوشش خلط بشه. البته شاید بپذیرم همونطوریکه 17 رکعت نماز حداقل عبودیته و کسایی که میخوان بیشتر بندگی کنن میتونن تا 52 رکعت نافله بخونن، حجاب هم یک جنبة حداقلی داره و یک جنبة کاملتر. البته باز شرع معیار اونا رو معرفی میکنه و عرف مصداقش رو.
اینجا آسمانه است: زمینهاي برای همدلي پيروان اديان ابراهيمي،